ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٧ - ٤
پند پناه آن كسى است كه پذيردش، هر كه نگاهش را رها كرد و بهر جا و هر چه چشم انداخت افسوس فراوان خورد.
روزگاران شكر او را بر آنكه بدر خواستش رسيده لازم شمرده، كمتر است كه زبان در انتشار زشت و زيبا عدالت را رعايت كند، هر كه تنك خلقست خاندانش از او دلتنگ باشند، هر كه (بچيزى) رسيد، گردن كشيد كم است كه آرزو با تو راست گويد (يعنى بجا باشد يا اينكه روا گردد) تواضع بر هيبت تو بيفزايد، در اخلاق خوش گنجهاى روزيست بسا كسى كه در پايان عمر ملازم گناه خود است، هر كه جامه شرم در بر كرد عيبش از مردم نهان است، گفتار را باندازه دار زيرا هر كه اندازه نگهدارد رنج و هزينه او سبك در آيد، راهجوئى تو در مخالفت هواى نفس است، هر كه روزگار را شناخت از آمادگى زوى نتافت هلا باهر نوشيدنى گلوگيرى است و در هر لقمه فرو دادنى خفهگى، بنعمت نرسى جز آنكه نعمت ديگرى از دست بدهى براى هر جاندارى قوتى است و براى هر دانهاى خورندهاى و تو هم قوت مرگى.
أيا مردم- بدانيد هر كس بر روى زمين راه ميرود راستش بدرون آن ميخلد و شب و روز ستيزه دارند (بهم پيشى گيرند خ ل) در ويران كردن بنيان عمرها.
أيا مردم- ناسپاسى نعمت پستى است و صحبت نادان بدبختى، راستى نرمش در سخن از كرامت است و اظهار زبانى و افشاء سلام از عبادت، مبادا خدعه كنى زيرا از اخلاق مردم پست است هر جوينده يابنده نيست و هر غائبى باز آينده، آنكه تو را نخواهد بدو دل مبند بسا دورى كه از نزديك زودرستر است پيش از آنكه راهجوئى رفيق سفر را بجو و پيش از تهيه خانهاى همسايه آن را وارس،