سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار - القمي، الشيخ عباس - الصفحة ٢٣٦ - فوائد العزلة
بروم خاك پاى او باشم
نقد جان زير پاى او پاشم
ديدنش از خدا دهد يادم
كند از ديدن خود از آدم
سخنش را چه جا كنم در گوش
سازدم از سخنورى خاموش
وه كز اينكس نشانه پيدا نيست
اثرى در زمانه قطعا نيست
ور كسى را گمان برم كه وى است
چون شود ظاهر انچنانكه وى است
يابمش معجبى بخود مغرور
طورش از أهل دين و دانش دور
نه از اين كار در دلش دردى
نه از اين راه بر رخش كردى
نه ز علمِ درايتش خبرى
نه ز سرّ روايتش أثرى
سخن او بغير دعوى نه
همه دعوى و هيچ معنى نه
طالبان را شود بتوبه دليل
بنمايد بسوى زهد سبيل
بر سر راه خلق چاهكن است
رهنما نيست او كه راهزن است
چون شود كم بسوى حقّ ره ازو
هست شيطان نعوذ باللّه ازو
گر كسيرا بود شكيبائى
وقت تنهائى است و يكتائى
خانه در سوى انزوا كردن
رو بديوار عزلت آوردن
دل به يكباره در خدا بستن
خاطر از فكر خلق بگسستن
بر در دل نشستن از پي پاس
تا به بيهوده نگذرد انفاس
ور ز غوغاى نفس أمّاره
از جليسى نباشدت چاره
شو انيس كتابهاى نفيس
انّها في الزمان خير جليس
گوشهگير و گوش با خود دار
ديدۀ عقل و هوش با خود دار
بگذر از نفس و صاحب دل باش
حسب الإمكان مراقب دل باش
أيضا في العزلة:
اى چو گُلت جيب بچنگ خسان
دامن صحبت بكش از ناكسان