تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
نداشته است .
تو پيكى هستى كه خداى مهربانت براى ابلاغ پيام مهر و اميد به سوى جهانيان فرستاده تو راهنمايى هستى كه موجودات جهان را از جادهء ظلمانى زندگى دور مى كنى و به سوى سرچشمهء نور و صفاى ابدى پيش مى برى . هرگز وظيفهء تو نابود كردن نيست ، تو آزادى بخش نوع بشر هستى هنگامى كه ديده گان خسته من از ديدار روشنايى فرو مى ماند ، قدرت بىكران تو فرا مى رسد و آنها را به روى آفتابى درخشنده تر و با عظمتتر مى گشايد ، فرشتهء اميد بال و پر زنان دستم را مى گيرد و از تنگناى تيرهء گور به دنيايى سحر آميز و مرموز رهبرى مى كند ، پس بيا و بندهايى را كه ما را با اين تن ناتوان پيوند مى دهد بگسلان بيا و دريچهاى بر اين زندان تاريك كه از هر سويم در بر گرفته است بگشاى بيا و بالهاى سبكت را به من بخش تا به سوى سرچشمهء نور و صفا پرواز كنم براى چه دير مى كنى ؟ پيش آ و درنگ مكن مى خواهم هر چه زودتر از اين وادى تيره كه دنيايش مى نامند به در روم و به سوى عالمى مجهول ، بدان جايى كه سرآغاز و سرانجام من است بشتابم . » [١] منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين « در ميان زيبايى آن چيزى از همه زيباتر است كه بيشتر در حجاب اختفا باشد . اسرار بدن و قلب و طبيعت است كه پيوسته هوش و روح و چشم انسان را به سوى خود جذب مى كند ، گويى خداوند بر روى آن چه لطيف و آسمانى آفريده سايهاى افكنده است تا آرزو و هوس ما را تحريك كند ، درخشش آنها را معتدل سازد همان طور كه مژگان را بر چشمان ما نهاده تا از اثر نور بكاهد و ستارگان را در شب ظاهر ساخته ما را تحريك كند كه آنها را در اقيانوس بىكران آسمان با چشم تعقيب كنيم و از مشاهدهء اين ميخهاى آتشين كه بر اثر بر خورد انگشتان قدرت با آسمان
[١] نغمه هاى شاعرانه ، ص ٢٠٤ - ٢٠٦ . .