تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٩ - تمام نيروهاى انسانى در استخدام ذكر و فرج ، اين است محتويات شناسنامهء فرزندان قرن بيستم
آيا محرك ما به مبارزه با آن بيمارى غريزهء جنسى است يا غريزهء ادامه حيات ؟ به هر حال ما نبايستى موجوديت انسانى را در يك غريزهء بالخصوص آن چنان تفسير كنيم كه مانند يك موجود جامد كه تنها يك فعل و انفعال داشته باشد ، معرفى كنيم .
به اضافهء اين كه پوچى آن نظريهء دانش نما كه با تمام صراحت و ايمان شبيه به نتيجهء وحى مى گفت : اغلب بيمارىهاى روانى محصول وازدگى غريزهء جنسى است ، با يك توجه به وضع امروز بشرى كه از نظر اعمال جنسى آزادترين دوران بشرى است ، بخوبى آشكار مى گردد ، بيمارىهاى روانى با انواع گوناگونش به حدى رسيده است كه تصورش سرسام آور است .
پس كجا است آن وعده هاى بهشتى شما در بارهء آزادى غريزهء جنسى ؟ همان وعده هاى بهشتى بود كه امروزه زندگى بشرى را بىهوده و بىهدف جلوه داده و هر روزه شمارهء خودكشى را در كشورهايى كه از آزادى جنسى كاملًا برخوردارند افزايش داده است .
آيا اين آرايشها و پيرايشها كه به حد افراط و از اندازه مشروع تجاوز كرده است خود نمى تواند دليلى قانع كننده باشد به اين كه : آزادى غريزهء جنسى تمايلات طبيعى راست نموده و بشر را به زيبايى تصنعى نيازمند كرده است ؟ ممكن است شما بنشينيد و خود را قانع بسازيد كه حس زيبا دوستى ما اقتضا مى كند كه ميلياردها پول و انرژى عضلانى و فكرى و اوقات گرانبها صرف زيبا ساختن صورت انسان بوده باشد . اما اين مطلب را هم در نظر بگيريد كه آيا با تقويت و تاكيد تصنعى حس زيبا دوستى ساختگى ، به ساير احساسات بشرى اختلالى وارد نمى كند ؟ آيا ما در موجوديت خود فقط يك حس زيبا شناسى و زيبا دوستى داريم كه آن هم در مقدمهء فعاليت غريزهء جنسى به كار برده مى شود ؟ حس زيبايى طبيعت و زيبايى نظم اجتماعى و نظم خانوادگى و زيبايى دادگرى و زيبايى علم و معرفت . . . چرا بايستى خنثى بماند و از بين برود ؟ اين حس زيبا دوستى ما تنها احساسات انسانى ما را نابود نمى سازد بلكه به قول