تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٧ - تفسير ابيات
انسان وجود دارد ، در عين حال هر كس كه يكى از اوصاف و نامهاى او را مى داند از بقيه بىخبر است .
اگر در اين دنيا كسى را ديدى كه تنها در پى نام به تكاپو افتاده است ، حتى اگر آن فرد انسانى مورد اطمينان باشد . نتيجهاى جز نوميدى و جدايى از حقيقت به دست نخواهد آورد .
تو بىنوا چرا به نام درخت چسبيدهاى كه سالها كوه و دشت و جزيره و جنگل درنوردى و بالاخره هم به كام خود نرسى و بد بخت و دست خالى بر گردى ؟ اى جوان چرا به دنبال صورت ظاهر راه افتادهاى ؟ برو در جستجوى معانى باش .
اين مطلب را بدان كه صورت و شكل مانند قشر و پوست است و معنى در توى آنها مانند مغز .
از نامها بگذر و وارد قلمرو صفات باش ، آن گاه در قلمرو صفات درنگ مكن ، از آن منزلگاه هم به سوى ذات رهسپار شو . در آن مقام است كه خود را از دست داده و در ذات فانى خواهى گشت ، در نتيجه نيك و بد براى تو يك رنگ نشان خواهد داد .
اين همه اختلافات كه در ميان مردم مى بينى ، همهء آنها ناشى از اختلاف در الفاظ و نامها است ، وقتى كه رو به معنى بروند به آرامش واقعى مى رسند و موضوع اختلاف منتفى مى گردد :
براى اين كه در گروگان الفاظ و اسامى گرفتار نشوى مثال ذيل را گوش كن .