تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
« اشخاصى كه در راس حكومتاند چنان احتياج شديدى به باور داشتن فضل متظاهر و هنر گستاخ دارند كه چشم داشت پاداشهاى بشرى از جانب يك دانشمند واقعى جز خامى و كودكى نيست . البته من در صدد آن نيستم كه در بارهء معتقدات عمومى در مورد فضيلت ، يا در بارهء مزاميرى كه نوابغ ناشناخته از ازل سرودهاند به طول و تفصيل بپردازم ، من مى خواهم علت موفقيت متواتر اشخاص مبتذل را از راه منطق بيان كنم . افسوس علم با چنان محبت مادرانهاى سرشته است كه شايد اگر جز شاديهاى پاك و شيرينى كه با آن فرزندان خود را تغذيه مى كند ، پاداش ديگرى از آن بخواهند ، مرتكب جنايتى شدهاند . » [١] » وقتى كه از بلنديهاى تفكرات علمى به زير مى آييم ، باز يافتن كشاكش جهان براى ما به يك باره امرى خسته كننده است ، از اين رو من در آن هنگام علت برهنگى صومعه ها را كاملًا دريافتم . » [٢] » از آن گذشته بايد با شرمسارى اقرار كنم كه من عشق را در بينوايى و فقر نمى توانم به تصور آورم . شايد هم اين انحرافى در من باشد كه معلول آن بيمارى بشرى است كه نام تمدن بر آن نهادهايم . » [٣] » پيدا بود كه از دانستن آن كه ارادهء انسانى يك نيروى مادى شبيه به نيروى بخار است خيلى خوشش آمد و نيز از اين كه اگر شخص عادت كند كه اين نيرو را متراكم سازد و حاصل آن را به كار گيرد و اين توده سيال را پيوسته متوجه ضمير ديگران بنمايد . هيچ چيز در زمينهء معنوى تاب مقاومت با چنين قدرتى را ندارد ، چنين كسى به ميل خود خواهد توانست هر چه را كه مربوط به انسانيت است دگرگون
[١] چرم ساغرى ، ص ١٤٤ . .
[٢] چرم ساغرى ، ص ١٤٦ . .
[٣] چرم ساغرى ، ص ١٥٦ . .