تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٥ - شرح فايدهء حكايت آن شخص شتر جوينده
جديت و به طور قاطعانه در جستجوى گمشدهاى است ، اگر آن انسان داراى مغز صحيح بوده باشد نمى تواند براى هميشه آن جديت و هياهو را ناديده بگيرد لذا - به طور طبيعى در دنبال آن تكاپو كنندگان براه افتاده عاقبت فلسفهء همهء كوششها و جديتها را پيدا خواهد كرد . واقعاً اين يك پديده از اختصاصات انسانى است كه اگر يقين به بطلان و پوچى تصميم و قاطعيت و هياهوى يك فرد پيدا نكند ، يا به دنبالش مى فتد ، يا حد اقل نگرانى خاصى در بارهء آن تكاپو كننده در خود احساس مى كند . شايد اين پديده مولود عوامل گوناگونى باشد ، ما فقط اين عامل مهم را در نظر مى گيريم كه : وقتى يك انسان احساس كند كه تكاپو كننده يك انسان عاقل و خردمند و هشيار و آزاد از عوامل جبرى معلوم با يك تصميم قاطعانه در دنبال گمشدهاى رهسپار شده است و احتمال دهد كه اگر آن گمشده پيدا شود با خود او هم ارتباط داشته يا سودى براى او خواهد رسانيد يا ضررى را از او دفع خواهد كرد ، مسلماً چنين شخص به دنبال تكاپو كننده براه مى فتد و تا تكليف خود را روشن نسازد ، آرامش پيدا نمى كند و اين كه ميليونها افراد در هر دوره و جامعهاى ديده مى شوند كه در مقابل مردم مصمم و جدى كاملًا بىخيال هستند ، بايستى حساب آنان از مردم عاقل و دور بين تفكيك شود .
آنان كسانى هستند كه ممكن است حتى از اين كه انسان هستند و داراى تعقل و آزادى و مسئوليت و شخصيت هم مى باشند غفلت بورزند .