تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣١ - تفسير ابيات
مورد بحث ( آيا كسى كه توجه به خدا ندارد نمى تواند خدمتگزار بشر باشد ؟ ) با ثبوت يا نفى مطلق برگزار مى شود .
تفسير ابيات معاويه به شيطان مى گويد :
مطالب صحيحى را گفتى ، ولى تو اهل اين مطالب نيستى و از روى مكر و حيله به خودت تطبيق مى كنى ، مگر تو نيستى كه صدها هزار مثل من ( معاويه ) را منحرف ساختهاى ؟ تو مگر همان شيطان نيستى كه مخفيانه نقبها و حفره ها كنده و در نهانگاه انسانها وارد مى شوى ؟ آرى تو همان آتشى كه اگر مرا بسوزانى مقتضاى طبيعت تو بوده و براى من چارهاى وجود ندارد ، از فرزندان آدم كيست كسى كه از دست تو چاكى به پوشاكش نخورده باشد ؟ هيچ مى دانى اين طبيعت سوزانيدن را از كجا پيدا كردهاى ؟ اين لعنت خدا است كه تو را مانند آتش سوزاننده و استاد همه دزدانت كرده است .
تو همان پليد نابه كارى كه رو در روى خدا با او به گفتگو پرداختى و بخيال خود به او پاسخ گفتى و از او سؤالها كردى ، من ، معاويه ، كيستم كه در مقابل مكر و حيله هايت چارهاى بينديشم ؟ اين فلسفه بافىها و حكمت گويىها و شعر سازىهاى رؤيايى تو چونان بانگ صفير صياد است كه به آواز و ترانهء پرندگان شباهت دارد ، همان بانگ صفير كه راه زن صدها هزار پرنده گشته است ، بىنوا پرنده در هوا صدايى مى شنود و پايين مى آيد و اسير صياد مى گردد .
تو همان موجود پليدى كه قوم نوح هنوز از حيله هاى تو گريان و دل كباب و سينهء پاره پاره دارند . تويى كه قوم عاد را به باد فنا دادى و در عذاب و اندوه غوطه ورشان ساختى . تو همان شيطان پليدى كه قوم لوط را نشانهء سنگسار نمودى تا در آب سياه غوطه ور گشتند . مغز نمرود را تو متلاشى ساختى ، اى موجود كثيف و نابه كار كه هزاران فتنه ها بر پا كردهاى . چشم عقل فرعون را تو نابينا ساختى ، به طورى كه مطلع