تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - آيا خير و شر هماهنگ گشته يك كار را ايجاد مى كنند ؟
همسر يا مادرتان را بكشند - شما كه تلخى جنايت را چشيدهايد ، قبح جنايتى را كه صورت خواهيد داد ، شديدتر است - از كسى كه فقط اين مقدار مى داند كه جنايت بد است .
اين بحث نتيجهاى را كه در بر دارد چنين است :
شر مربوط به انسان كه موجب سقوط انسانى است ، موقعى شر است كه متعلق اختيار باشد - و دانستن خود يكى از عناصر قبلى يا هم زمان اختيار است . در نوع اول چنان كه ملاحظه كرديم : دانستن طبيعى و فطرى بود و احتياجى به دستور بيرون از طبيعت نداشتيم .
اما در نوع دوم كه بايستى خير بودن يك موضوع يا شر بودن آن از خارج از طبيعت انسانى روشن شود ، بايستى در نظر گرفت كه چون انسان داراى مشاعر و عقل و وجدان است ، مى تواند با به دست آوردن علم به خيرات و شرور مطابق هر يك رفتار كند - بدون احتياج به مشاهدهء عينى آنها ، زيرا ما انسانها به طور لازم و كافى مفاهيم كلى لذت و الم و اندوه و شادى و گريه و خنده و ضرر و نفع را مى دانيم .
اگر مقامات با صلاحيت اجتماعى ، قانونى براى ما مقرر بسازند ، در صورت اطمينان به علم و بىغرضى قانون گذار به خير بودن آن قانون و شر بودن انحراف از آن اعتقاد مى كنيم - بدون احتياج به ديدن عينى محسنات اطاعت از قانون و تبه كارىهاى انحراف از آن . اگر مقصود از خير و شر نقص و تباهى و نارسايى و مضرات موجوده در دو قلمرو هستى و انسانى بوده باشد ، اين همان مسئلهء معروف است كه ميان حكما و فلاسفه ى شرق و غرب مطرح است كه آيا شرى در دنيا وجود دارد ؟ آيا شر را خدا ايجاد كرده است ؟ آيا خير و شر با هماهنگى يكديگر در هستى دخالت مى ورزند ؟ ما اين سه مسئله را در آينده تا حدود امكان مورد بحث قرار خواهيم داد ، در اين مبحث به طور خلاصه مى گوييم : هيچ انسانى هر چند كه داراى عالىترين انديشه