تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٢ - شرح فايدهء حكايت آن شخص شتر جوينده
صحنه عبارت است از :
جهان پهناور طبيعت و قلمرو انسان .
موقعى كه در اين دو صحنه با كمال بىطرفى مى نگريم ، حركت و تقلا و تكاپو و به قول جلال الدين هاى هو و هيهاى عجيبى مشاهده مى شود :
ماده در حركت است ، اضداد با يكديگر مى جنگند و متحد مى شوند سلسلهء رويدادها را به وجود مى آورند ، مادهء جامد و بىاحساس به جاندار تبديل مى شود ، پس از چند صباحى آن جاندار رهسپار زير خاك تيره مى شود ، عالم بىكران نباتات سر بر مى آورند و شكوفان مى شوند و سپس باز سر بر خاك مى گذارند و متلاشى مى شوند . از ميليونها يا ميلياردها سال پيش هياهوى عجيبترى در سحابىها و كهكشانها و كازارها ديده مى شود ، متشكل مى شوند و متلاشى مى گردند ، اين همه هياهو و غوغا را فقط در وسط زنجير پيوستهء حوادث مشاهده مى كنيم ، اين جديت و اين هيهاى شگفت انگيز در جهان بسيار كوچك و در مجموعهاى كه ما با مقدارى از آن آشنا هستيم ، چيست و چگونه است ؟ فعلًا ما مطرح نمى كنيم .
اما صحنهء انسانها ، انواع گوناگونى از حركت و تكاپو و هياهو در صحنهء انسانها وجود دارد كه توضيح و شمارش آنها شايد احتياج به تاليف مجلداتى داشته باشد ، آن هم آيا به بيان لازم و كافى در اين موضوع كفايت بكند يا نه ؟ واقعاً نمى دانيم .
در ميان انواع حركت و تكاپو ، هياهوى صحنهء انسانها نوع مخصوصى ديده مى شود كه اگر چه افراد و گروه هايى كه داراى آن نوع هياهوى مخصوص هستند از نظر ظاهرى و سطحى و به طور مستقيم در اقليتاند ، اما هياهوى آنان جدىترين و خالصانه ترين نوع هياهو است كه بشر در قلمرو پهناور خويش سراغ دارد .
اين افراد و گروه ها دو ستون رسمى دارند :
ستون اول - پيامبران الهى و اقوام و ملل فراوانى كه به عنوان پيروان آنها در دنبالشان حركت مى كنند .