تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٧ - آيا امكان تغييرات در روان انسانى كه منشأ كارهاى مختلف است خود دليل اختيار است ؟
((٢٨٢٢)) تو يقين مى دان كه جرمى كرده اى جبر را از جهل پيش آورده اى
آيا امكان تغييرات در روان انسانى كه منشأ كارهاى مختلف است خود دليل اختيار است ؟
در مجلدات گذشته جلال الدين بارها نظريهء جبر را تاييد و دلايل مختلفى براى آن آورده است ، چنان كه در بارهء اختيار نيز دلايل و شواهد قابل توجهى را متذكر شده است ، در دفتر پنجم جلال الدين در اثبات اختيار داد سخن مى دهد و به اصطلاح مطلب را تا حد نصاب كاوش مى رساند ، و گاهى هم كسب اشعرى و امر بين الامرين اهل بيت عصمت عليه السلام را مطرح مى كند . در بعضى از ابيات هم مسئله جبر و اختيار را از حيطهء ادراكات و مباحث معمولى بالاتر مى برد و مى گويد :
« ور بود اين جبر ، جبر عامه نيست جبرِ آن امّاره خودكامه نيست »
در بعضى از موارد ديگر مطالب مشتبه مى گويد . اين نوسان و تلاطم در بحث جبر و اختيار ، ناشى از همان روحيهء استثنايى جلال الدين است كه به جوشش درونى خود آن اندازه اطمينان داشته كه هر گونه تضاد و تناقض گويى را زير پاى خود مى ديده است .
به هر حال در بيت فوق جبر را محكوم مى كند و مى گويد : اگر تو بگويى كه رانده شدن من از پيشگاه محبوب يك حادثهء جبرى بوده است ، چرا پيش از اين داراى آن دولت و عظمت بودى ؟ اين استدلال براى ضد جبر ( اختيار ) سطحى به نظر مى رسد ، زيرا اگر آن شخص بگويد :
تغيير حالات در نتيجهء تغير علل جبرى بوده كه مجموعاً به عنوان يك واحد