تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٨ - همه چيز را در بارهء حقايق همگان دانند و همگان هنوز متولد نشده اند
توضيح دهنده اش پيامبران و عقل و وجدان انسانها مى باشد . اين عقايد كلى و فطرى هيچ يك از افراد و گروه هاى انسانى را به صف آرايى در مقابل يكديگر وادار نمى كند زيرا در شايستگى و لزوم آن مسائل هيچ عاقلى نمى تواند ترديد كند ، نهايت امر اين است كه گروهى توانستهاند و مى توانند به عللى در تطبيق آن مسائل به موارد خارجى ترديد كنند .
شما مى توانيد مضمون جملهاى را كه از ژان ژاك روسو در ذيل نقل مى كنيم با اشكال مختلف از فلاسفه و صاحب نظران حقوق و قوانين بشرى صريحاً يا با استنباط از مجموع نظرياتشان به دست بياوريد .
ژان ژاك روسو مى گويد :
« براى كشف بهترين قوانينى كه بدرد ملل بخورد ، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند ، ولى خود هيچ حس نكند . با طبيعت هيچ رابطهاى نداشته باشد ، ولى آن را كاملًا بشناسد ، سعادت او مربوط بما نباشد ، ولى حاضر بشود به سعادت ما كمك كند و به افتخاراتى اكتفا نمايد كه به مرور زمان علنى گردد ، يعنى در يك قرن خدمت كند و در قرن ديگر نتيجه بگيرد . بنا بر آن چه گفته شد فقط خدايان مى توانند چنان كه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند . » [١] اوصافى كه در اين جملات در بارهء قانون گذارى گفته شده است ، مخصوصاً در جملهء اخير كه مى گويد : « فقط خدايان . . . ( نمايندگان الهى ) به وضوح كامل مى رساند كه هنگامى كه قانون جنبهء الهى پيدا كند ، واقعيت و تحريكش قابل مقايسه با ساير قوانين موضوعهء بشرى نمى باشد .
از طرف ديگر هيچ دين حق و منطقى الهى در كرهء خاكى پيدا نمى شود كه فعاليتهاى عقلى و علمى انسانها را در امور مادى و معنوى تأييد و تقويت نكند . هيچ دين حق و منطقى الهى سراغ نداريم كه عدالت فردى و اجتماعى را اساس
[١] قرار داد اجتماعى ، ژان ژاك روسو ، ترجمه زيرك زاده ، ص ٨١ . .