تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٧ - تفسير ابيات
خوى بنگرى ] هرگز مخالفت با آن عادت باعث زبانه كشيدن آتش در درونت نمى گردد اگر عادت بد در انسانى هنوز كاملًا غالب نباشد او با مخالفين خود مدارا كرده سعى مى كند آنها را نرنجاند و دل آنان را به دست آورد .
بدان جهت كه خوى بد در تو استوار گشته است ، مور شهوت ناچيزت چون مار شده است .
بكوش تا پيش از آن كه مار شهوت تدريجاً به صورت اژدها در آيد ، آن را محو و نابود بساز . اما منتظر آن مباش كه روزى شهوت خودت را در شكل مار ببينى ، زيرا بر عكس ، هر كس مار شهوات خود را همواره مانند مور مى بيند ، بنا بر اين خود را به يك صاحب دل عرضه نموده و در بارهء وضع خود استفسار كن .
مادامى كه مس به طلا تبديل نشود ، اعتراف به مس بودن خود نخواهد كرد ، مادامى كه دل به مقام عالى روحانى نرسد ، نخواهد دانست كه او مفلس و تباه است . بيا و مانند مس مدتى در خدمت كيميا باش ، دل بىنوا مقدارى جور و زحمت دل داران را تحمل كن .
دل دار كيست ؟ درست متوجه باش كه چه مى گويم ؟ دل دار يعنى اهل دل كه شب و روز از اين جهان با گام روح به ما فوق جهان مى جهند .
بندگان الهى را عيب جويى مكن ، اولياء الله را به دزدى متهم مساز و الا موجوديت تو جزء هيچ و از گروه هيچها كه زباله دان تاريخ را پر مى كنند خواهد بود ، سپس دنباله رو شيطان و شيطان صفتان پست روزگار خواهى بود .