تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٥ - آيا مدار صحت و بطلان امور مردان الهى هستند ؟
مراعات نمودهاند از كجا به وجود آمده و تفكيك كنندهء آن دو چه چيز يا چه كسى بوده است ؟ جوابى جز اين ندارد كه تنها خداست كه :
« فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها . » ٩١ : ٨ [١] ( خداوند تقوا و فجور را به نفس انسانى الهام فرموده است ) .
ممكن است مقصود جلال الدين مطلب ديگرى باشد و آن اين كه مرد الهى به جايى مى رسد كه مدار صحت و بطلان امور مى شود ، مانند على بن ابى طالب عليه السلام كه پيامبر در باره اش فرموده است :
« على ميزان الاعمال » .
( على ميزان اعمال است ) .
تو ترازوى احد خو بوده اى بل زبانهء هر ترازو بوده اى
ولى بايستى در نظر گرفت كه اولياء الله حتى اگر فرضاً بتوانند به مقام على عليه السلام برسند ، باز نيك و بد براى آنها مطرح بوده و انقسام اشياء به صحيح و باطل براى آنها نيز وجود دارد ، زيرا فرض اين است كه آنان هر اندازه هم به كمال اعلى واصل شوند ، به كمال مطلق نائل نخواهند گشت ، زيرا كمال مطلق از آن خدا است ، بنا بر اين در گذرگاه بىنهايت بيش از يك مسير الى الله امكان پذير نيست ، اگر چه اشكالش مختلف باشد .
آن مسير مفروض صحيح و جز آن باطل است و اين صحت و بطلان به اختيار اولياء الله نيست و الا معنايى براى سير به كمال بىنهايت تصور نخواهد شد .
[١] سوره شمس ، آيهء ٩ . .