تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٧ - تفسير ابيات
اين چهار بيت به طور صريح ما وراى محسوسات را جهان وحدت معرفى مى كند ، در صورتى كه بيت مورد تحليل ، آن حقايق را كه اصل اصلها است و با نظر به روش معمولى جلال الدين بايستى ما وراى محسوسات باشد ، متكثر و متنوع مطرح مى كند ، ولى اين تضاد صورى با كمى دقت قابل بر طرف شدن است ، زيرا با نظر به مجموع مسائل و قوانينى كه مكتب وحدت ( پانته ايسم ) مى پذيرد ، وحدتى را كه در ما وراى متكثرات محسوسه منظور مى كند ، جنبهء نسبى دارد - مانند كليات كه داراى دايره هاى كوچك و بزرگ است ، مثلًا افراد انسانى در كلى انسان بودن متحد مى شوند ولى خود كلى انسان مثلًا در مقابل كلى افراد اسب و يا شير و يا ماهى مانند يك فرد از انسان است در مقابل فرد يا افراد يا افراد ديگرى از انسانها ، لذا كلى انسان و كلى شير و اسب و ماهى در كلى حيوان متحد مى گردند ، . . . و هكذا تا عالىترين و وسيعترين كليات .
تفسير ابيات وقتى كه آشكار شد كه مسجد ضرار مسجد واقعى [ كه بنيانش به تقوى بنا شده باشد ] نبود ، پيامبر فرمود :
آن مسجد را خراب كنيد و جايگاه خاك و خاكسترش بسازيد ، بنيان گذار مسجد مانند خود مسجد قلب و دغل و تباه بود ، مگر امكان دارد كه ريختن دانه در دام براى به دست آوردن شكار ، جود و بخشش ناميده شود ؟ گوشتى را كه در شست ماهيگير مى اندازند تا ماهىها را بربايد ، نه بخشش گفته مى شود و نه كرم و سخاوت نام دارد .
مسجد اهل قبا با آن كه از سنگ و آجر و يا خشت جامد بنا شده بود ، آن مسجد ضرار را كه در جمادى هم جنس او ، ولى از نظر معنى و حقيقت كفو و همتاى او نبود ، طرد و ويران كرد .
[ بيدار باشيد ، ] حالا كه در عالم جمادات تعدى و در آميختن صحيح و نادرست امكان ندارد [ و به همين جهت هم بود كه پيامبر به مسجد ضرار كه همتاى مسجد قبا