تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٠ - باز تقرير كردن معاويه با ابليس مكر او را
نداده است ، زيرا اگر بخواهيد وجدان و حس انسانى را ريشه گيرى كنيد ، خواهيد ديد جز يك ضمانت اجرايى درونى چيزى در اين فدا كارىها براى او مطرح نيست ، نكند اين از همان سنخ كار باشد كه زنبوران عسل و ساير حيوانها هم به طور غريزهء طبيعى انجام مى دهند - بدون اين كه به يك عامل فوق استناد بدهند .
از اين بحث به اين نتيجه مى رسيم كه اگر براى يك خدمتگزار بشرى ، خدايى مطرح نباشد ، در اين صورت عاملى خارج از طبيعت خود يا حد اكثر عاملى خارج از يك فعاليت پاكيزه ( وجدان ) كه آن هم بالاخره مستند به خود او است ، او را تحريك نكرده است ، خدمت به خود ، يا اجابت تحريكات درونى خود ، اگر هم در اين زندگانى اجتماعى سعادت ناميده شود ، فضيلت ما فوق ( خود طبيعى ) را نصيب شخصيت انسانى نخواهد كرد .
موضوع دوم : ارزش كارى كه صورت داده است - مسلم است كه وجود طبيعى كار نتيجهء مناسب خود را در دنبال دارد ، اعم از اين كه هدف سود پرستى مادى باشد ، يا وجدان درونى او را تحريك كند ، يا شهرت و مقام او را به خدمتگزارى وادار بسازد . از قرن ١٩ به اين طرف صنايع بسيار بزرگى كه محصولات ضرورى و مفيد نصيب بشريت كرده است ، توسعه و اكتشاف خود را مرهون سود پرستى صاحبان صنايع مى باشد و همچنين اكتشافات و اختراعات ديگرى كه انجام مى گيرد غالباً يا از اول سود پرستى در آنها هدف بوده و يا پس از اكتشافات نتيجهء مادى از آنها گرفته مى شود ، با اين حال محصول مورد ضرورت براى انسانها مفيد واقع مى شود . يك جنايت كار اجتماعى را ممكن است يك مرد الهى بانگيزگى دستور خداوندى از بين ببرد و ممكن است يك مرد از روى انتقام او را بكشد و ممكن است مقررات اجتماعى او را نابود كند و ممكن است يك جنايت كار بدتر از خود او فقط به قصد سود خويش او را از بين ببرد ، در تمام موارد فوق جنايت كار مفروض نابود شده و ضررهايى كه از او براى جامعه وارد مى گشت ، از بين رفته است .
غالباً اين دو موضوع كه ما تاحدودى توضيح داديم اشتباه مى شود و مسئله