تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٤ - چه نشانى براى سياهى و تاريكى دل آشكارتر از آن كه اطاعت و عبادت انسان كوچكترين لذت روحانى و تأثير معنوى نداشته باشد
((٣٣٩٢)) يك نشانى آن كه مى گيرم و را آن چه طاعت دارد از صوم و دعا
((٣٣٩٣)) از نماز و از زكات و غير آن ليك يك ذره ندارد ذوق جان
چه نشانى براى سياهى و تاريكى دل آشكارتر از آن كه اطاعت و عبادت انسان كوچكترين لذت روحانى و تأثير معنوى نداشته باشد اگر ما راست مى گوييم كه دل ما روشن است ، پس كجا است آثار الهى اعمالى كه به عنوان عبادت انجام مى دهيم ؟ مگر نه اين است كه :
« إِنَّ اَلصَّلاةَ تَنْهى عَنِ اَلْفَحْشاءِ وَاَلْمُنْكَرِ . » ٢٩ : ٤٥ ( نماز انسان را از فحشاء و منكرات جلوگيرى مى كند ) .
آيا اين ربا خواران نماز مى گزارند ؟ آيا اين شهوترانان بىبند و بار كه خود را در كوچه ها و خيابانها در ميان اقيانوس اشكهاى بىنوايان و ستمديده گان جامعه به معرض فروش گذاشتهاند ، نماز مى گزارند ؟ بفرماييد ببينيم : نماز آن رشوت خواران از چه مقوله است ؟ آنان كه يك عمر در تملق و چاپلوسى و مداحى به نيرومندان سپرى مى كنند چگونه الله اكبر مى گويند ؟ با اين حال مى گويند : ما در عين سعادت به سر مى بريم ، خدا ما را گرفتار نكرده است چه گرفتارى خانمان سوزتر از اين كه در عين كامورى ( كه نام آن را بد بختانه سعادت گذاشتهاند ) فلسفه و هدف زندگانى را از دست داده ، وقتى كه از مستى پول و شهوت بيدار مى شوند و لحظهاى به خود مى آيند ، از خود و ديگران مى پرسند : راستى هدف زندگى چيست ؟ آيا بلا و عذابى بالاتر از اين كه انسان در عين غوطه خوردن در لذايذ از