تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - باز تقرير كردن معاويه با ابليس مكر او را
به نظر مى رسد كه اين مسئله احتياج به دقت بيشترى دارد ، مى گوييم : دو موضوع را بايستى از يكديگر تفكيك كرد :
موضوع اول - سعادت و فضيلت خود خدمتگزار .
موضوع دوم - ارزش كارى كه صورت داده است .
موضوع اول : سعادت و فضيلت خود خدمتگزار - هيچ جاى شك و شبهه نيست كه پديدهء سعادت و عظمت و فضيلت يك انسان در كارهايى كه صادر مى كند بستگى به نيت و هدف گيرى او اگر شخصى ميلياردها نفر انسان را از مرگ نجات بدهد و آنان را در بهشت برين زندگانى جاى دهد - اگر هدف او پول باشد ، كوچكترين مزيتى از سعادت و فضيلت را دارا نخواهد بود ، اگر هدف او پول باشد ، كوچكترين مزيتى از سعادت و فضيلت را دارا نخواهد بود ، اگر هدف او اشباع حس شهرت پرستى و مقام بوده باشد - از سعادت و فضيلت بهرهاى ندارد ، اگر هدفش از كارى كه دست به آن زده است ، يك انفجار ناشى از شدت جوش و غليان انتقام گيرى بوده است - سعادت و فضيلت راهى به روح او ندارد .
اگر براى اشباع حس انسان دوستى است كار او از دفاع گربه از گربهء ديگر در مقابل سگ درنده تجاوز نمى كند ، اگر انگيزه اش يك انگيزهء وجدانى است كه در بارهء زنده ها مخصوصاً نوع انسانى دارا است - بهرهء او در هر دو نوع فدا كارى اگر چه از انگيزه هاى پيشين عالىتر و انسانىتر است ، ولى اگر اين سؤال مطرح شود كه آيا اطلاع داريد كه شما به انسانهايى خدمت مى كنيد كه توماس هابس در بارهء آنها گفته است :
« انسان گرگ انسان است ؟ » آيا شما اطلاع داريد كه به انسانهايى خدمت مى كنيد كه در هر موقع و در هر گونه شرايط سود جو و خود پرست است ؟ اگر در مقابل اين سؤال شما مبهوت شود و بگويد : وجدانم چنين حكم مى كند ، حس انسان دوستىام مرا به اين فدا كارىها وادار كرده است ، بدانيد كه او نتوانسته است از نصف راه گامى فراتر بگذارد . درست است كه او انسانى است بهتر از ساير نفع پرستان ، ولى جواب قانع كنندهاى به سؤال شما