تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١
نيروانا عامل يك نوع آرامش كامل نيز مى باشد . » [١] « به گفتهء بعضى ديگر از دانشمندان غربى فرضيهء اول آن است كه نيروانا حالت خاص آرامش است كه انسان وقتى به وسيلهء تفكر از كليهء علايق دنيوى آزاد مى گردد خود را در آن حال مى يابد ، در چنين حالت شخص مسلط بر كليهء قواى شخصى است . بدين معنى كه از آن چه در اوست خود را مستقل مى بيند ، در اين صورت نوعى از زندگى فردى مى باشد كه در عين حال شخصيت و فعاليت در آن حفظ شده است . نظريه دوم كه در واقع يك نظريهء خدا پرستى است ، حالت بالاترى را در نظر مى آورد - طبق اين نظريه انسان پس از پشت پا زدن به دنياى خارج و داخل به مقامى مى رسد كه خود را از قيد كليهء پديده هاى زندگى شخصى و پديده هاى زندگى نسبى آزاد مى سازد و در چنين حالتى تنها در خويش احساس وجود كيهانى مى كند و ديگر نمى تواند بين خود و كاينات يا الوهيت يا طبيعت فرقى قائل گردد . » [٢] از مجموع جملات منقوله كه از صاحب نظران مكتب بودا آورديم معلوم مى شود كه منظور از نيروانا نمى تواند نيستى مطلق باشد ، مخصوصاً با در نظر گرفتن اين مطلب كه خواه مردم تمايلات نفسانى خود را كنار بگذارند و از علايق مادى بگذرند يا نه ، بالاخره شعلهء زندگانى همگى آنان خاموش گشته و اين هستى طبيعى به فنا منتهى مى گردد ، بنا بر اين رياضت و پذيرش دانش و اخلاق نيكو و گذشتن از تمام لذايذ مادى به كلى بىدليل و منطق مى باشد ، پس براى اين كه مكتب بودا از اين جهت داراى مفهوم بوده باشد مجبور است كه نيروانا را يك حالت عالىتر و نقطهء تكامل انسانى فرض كند و رياضت و بر كنار شدن از لذايذ را مقدمات و طرق آن حالت عالى و تكامل معرفى نمايد .
[١] اوپانيشاد ، ترجمهء محمد داراشكوه به كوشش دكتر تارا چند و آقاى جلال نائينى ، ص ٦٩ . .
[٢] اوپانيشاد ، ص ٦٩ و ٧٠ . .