تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
[ در گفتگو با كلودهوت ] :
« - خدا نكند كه من مخالف گفتار شما باشم ، زيرا مى بينيد كه مقدسترين معصومها ، شهدايى را محسوب مى دارند كه بيشتر از ديگران مصيبت كشيده و خويشتن را در راه حقايق و فضايل فدا كردهاند و اين فدا كارى نتيجهء محبت آنها بنوع بشر بوده است .
شما مى دانيد آن حس كه در قلب انسان جوانمردانه تر به شمار مى رود حس ترحم است . وقتى ما از راه ترحم به حال بىچارهاى گريه مى كنيم ، در حقيقت قلب خود را به خون مى كشيم و دل خود را به علت شكنجهء شخص ديگر مجروح مى سازيم و حال آن كه ممكن است اصلا بر حال وى نظرى نكنيم . پس مى توان گفت كه اگر جان دادن در راه ديگران در درجهء اول فدا كارى قرار دارد ، ترحم آوردن و گريستن در درجهء دوم محسوب مى شود ، زيرا هر قطره اشكى كه براى شفاى دل دردمندان مى ريزيم در حقيقت قطرهاى از دل ما است . رحمتى را كه شما از آن گفتگو كرديد ، بهترين و بالاترين عشقها است ، زيرا عشق ديگرى هست كه شما را مى جويد تا با شما زندگى كند و به عشق نفسانى موسوم است ، ولى آن عشقى كه رحمت الهى است شما را مى جويد تا در تحمل رنج شما شريك شود و مشقت شما را تخفيف دهد ، بديهى است كه نوع او بهتر است ولى صاحب خود را دچار زحمت مى سازد .
البته اين موضوع صحيح است ، ولى در مقابل اين زحمت لذتى هم نصيب انسان مى كند . » [١] [ كلود با خود مى گويد ] :
« تو با سگ و بزهايت در خانهء خود گرم و راحت هستى ، نانى در خانه براى تو و علفى در كوه يا در طويله براى بزهايت موجود است . بام خانه ات با آن كه از گياه است از صدمات برف و باران محفوظ است . نه اندوه عيال دارى و نه غصهء اطفال
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ٦٧ - ٦٨ . .