تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٤ - تفسير ابيات
( اگر نمودار شدن همهء حقايق و كارها و گفتارها به پيشگاه خدا حق است ، مكر بازى براى چه ؟ ) « اياك و الخديعة ، فان الخديعة من خلق اللئيم » .
« على بن ابى طالب عليه السلام » ( از خدعه و حقه بازى بپرهيز ، زيرا خدعه از خلق مردم پست و لئيم است ) .
« من مكر بالناس رد الله سبحانه مكره فى عنقه » .
« على بن ابى طالب عليه السلام » ( هر كس كه به مردم مكر بورزد ، خداوند پاك همان مكر را به خود او بر مى گرداند ) .
« ليس منا من ماكر مسلما » .
« على بن ابى طالب عليه السلام » ( از ما نيست كسى كه با يك مسلمان از در حيله گرى و حقه بازى در آيد . ) تفسير ابيات يك مسلح با قيافهء رعب انگيز ، سوار بر اسب نجيب از بيشهاى مى گذشت . مرد تير اندازى او را ديد ، از بيم آن كه سوار به او حمله ور شود ، آمادهء تير اندازى گشت . آن سوار فرياد زد كه به اين هيكل بزرگ من منگر ، من ضعيف و زبونم .
آرى به اين فربهى و برومندى من اعتنايى مكن ، من در موقع جنگ از يك پير زن هم ناتوانترم .
تير انداز گفت : برو كه نيكو سخن گفتى و به اين وسيله جان خودت را نجات دادى اگر نه من از ترس جان خودم به سوى تو تير اندازى مى كردم .
در اين دنيا چه بسا افراد فراوان را كه دارا بودن به سلاح و آلت پيكار ، به كشتن داده است .
آنان كسانى بودند كه بدون مردانگى و شجاعت تيغ به دست گرفته و خود را دلاور نشان مى دادند .
اگر تو سلاح قهرمانانى را مانند رستم بپوشى ، بدان جهت كه رستم حقيقى نيستى جان خود را از دست خواهى داد .
بيا اى فرزند ، شمشير را رها كن و جان خود را در حال تسليم به حوادث حتمى