تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٧ - براى رسيدن به حقيقتى كه با شما فاصله دارد حقايقى را زير پا نگذاريد
اين نگريستن از روى بىطرفى و آگاهى بوده باشد ، محال است كه اين انديشه مغز او را به خود مشغول نكند كه ، طبيعت مشغول كار است :
قطرهاى كز جويبارى مى رود از پى انجام كارى مى رود »
پروين اعتصامى » اين انديشه توقف نخواهد كرد ، هم از نظر گسترش و هم از نظر عمق همهء زواياى روح او را فرا خواهد گرفت ، در اين صورت تا به اين نتيجه نرسد كه به قول اينشتين در دنيا چيزى هست كه نمى دانيم چيست و كارى مى كند كه نمى دانيم چه كارى است ؟ روح او آرامش نخواهد گرفت ، به اين ترتيب تدريجاً آيات و نشانه هاى همان چيزى را كه در مرحله اول خود را به طور مبهم به او نمايانده بود ، در همه جا خواهد ديد - چنان كه همه تحولات و تغييرات و به طور كلى همهء كارها را از نواى يك پرندهء ضعيف تا صداى بر خورد آبهاى رودخانه ها به صخره ها و كلمات عاطفه آميز مادرى كه به روى گهوارهء كودك در خواب رفته اش خم شده است ، تا غرش امواج دريايى و تندر ابرها را جزئى از همان كار خواهد دانست كه آن چيز ( موجود برتر ) انجام مى دهد ، در نتيجه اگر چشم او خاصيت ديدنش را از دست نداده باشد ، اگر حس اصل جويى روح او خنثى نگشته باشد ، همه جا خدا را خواهد ديد - اين است معناى آن آيه كه مى گويد ، به هر طرف كه روى بگردانيد وجه الله را در آن جا خواهيد ديد .
((٣٧٣٢)) دور بينى كور دارد مرد را همچو خفته در سرا كور از سرا
براى رسيدن به حقيقتى كه با شما فاصله دارد حقايقى را زير پا نگذاريد .
حال ما آدميان بسيار عجيب است ، گاهى براى وصول به حقيقتى كه فاصلهء زيادى با ما دارد ، بلكه براى وصول به يك حقيقت نما از روى حقيقتهاى اصيل با تمام بىاعتنايى عبور مى كنيم .