تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - آيا محبتهايى كه در گذشته در روح ثبت مى گردند زايل شدنى هستند ؟
((١٦١٩)) پيشهء اول كجا از دل رود مهر اول كى ز دل ضايع شود ما هم از مستان اين مى بوده ايم عاشقانِ درگه وى بوده ايم
آيا محبتهايى كه در گذشته در روح ثبت مى گردند زايل شدنى هستند ؟
جاى ترديد نيست كه نه تنها مهر و محبت ، بلكه كينه ها و ساير پديده هاى روانى كه در يك دوران حساس از عمر انسانى در اعماق شخصيت نفوذ مى كند ، يا به هيچ وجه قابل زوال و فنا نيست و يا بدشوارى از بين مى رود و گاهى هم پديده هاى ضد آن موضوعات پيشين اعماق شخصيت را اشتغال نموده و به صورت يكى از عناصر اساسى آن در مى آيد ، اين به عنوان يك اصل كلى قابل پذيرش است ، ولى در مورد شيطان احتياج به تأمل و دقت نظر بيشترى دارد ، زيرا اگر محبت شيطان در بارهء خدا آن چنان عميق بود كه واقعاً تمام سطوح شخصيت او را اشغال نموده بود ، در اين صورت براى او خود طبيعى يا وجود نداشت و يا طورى براى او تفسير شده بود كه امكان نداشت كه آن خود طبيعى او را چنان تحريك كند كه در مقابل فرمان الهى تكبر و مقاومت ورزيده و سرپيچى نمايد ، از اينجا معلوم مى شود كه شيطان با آن همه عبادت و تقرب به خدا كه داشته است ، آن چنان رشد شخصيت خود را درنيافته بود كه در معرض انحراف قرار نگيرد ، بنا بر اين ابيات مربوط به اين موضوع كه عنوان نقد و تحليل ما است ، صحنه سازى تابلويى است كه به طور كلى مى تواند مفيد باشد و به موضوع شيطان صد در صد قابل تطبيق نيست .