تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - منتخباتى از كتاب زن سى ساله اونوره بالزاك ترجمهء آقاى ادوارد ژوزف
آن شايد مديون يك نوع خاطرات از دنياى بهترى باشد . اشعهاى آسمانى بر اين صحنه ها مى تابد كه بىشك ، منظور آن تخفيف رنجهاى آدمى است و زندگى را بر او آسان مى گرداند . گويى دنياى لا يتناهى آن جا است و به شكل سحرآسايى در مقابل ما قرار دارد و آراء بزرگ مربوط به نظام خود را در آن جا نمايش مى دهد و در حينى كه از آينده صحبت مى دارد ، زندگى اجتماعى از قوانينش دفاع مى كند . » [١] « اين داور خدا است آن خدا است كه غالباً انتقام خود را در درون خانواده ها قرار مى دهد و تا ابد فرزندان را بر ضد مادران ، پدران را بر ضد پسران ، ملل و اقوام را بر ضد شاهان ، شاه زادگان را به ضد ملتها ، همه را به ضد همه بر مى انگيزد . اين خدا است كه در دنياى اخلاق ، احساسات را به جاى احساسات گذارد ، همان طور كه برگهاى تازه در بهاران برگهاى كهنه را عقب مى زنند و اوست كه به خاطر يك نظام تغيير ناپذير عمل مى كند و مقصود اين عمل را فقط او مى داند و بس . بىشك ، هر چيز به سوى او مى رود يا به زبان بهتر به سوى او باز مى گردد . » [٢] « در دلهاى با محبت احساسات مادرى فراوانست كه قبل از آن كه به بىقيدى منتهى شود يك مادر يا بايد بميرد يا بايد به قدرت بزرگى ، چون مذهب با عشق ، متكى باشد . » [٣] « از شنيدن اين كلمه ، مادام دگلمن چشمان خود را بست ، سرش را بزير افكند و نالهء بسيار خفيفى از دل بر كشيد . نگاه خود را متوجه بالا كرد ، مثل اين كه مى خواست خود را تسليم احساسات شكست ناپذيرى كند كه در بحرانهاى شديد زندگى ، ما را بىاختيار وامى دارد كه سر به سوى خداوند برداريم و از او استعانت بطلبيم . » [٤]
[١] زن سى ساله ، ص ٢٢٠ . .
[٢] زن سى ساله ، ص ٢٩٩ . .
[٣] زن سى ساله ، ص ٣٠٧ . .
[٤] زن سى ساله ، ص ٣١٢ . .