تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٦ - شباهتى ميان لفظ و معنى و جسم و روح
مقولهاى خواهد بود كه به اضافهء رابطه اش با موضوعات معنوى حد و مرزى هم نمى شناسد .
كلمهء كينه از چهار حرف ك ، ى ، ن ، ه ، تركيب يافته است ، اين پديدهاى است خشك و محدود ، اما معنايش به اضافهء رابطه اش با جهان و روان ، به هيچ وجه به تشخصات كمى تسليم نيست ، و همچنين است محبت ، اخلاق ، وجدان و . . . اما به نظر مى رسد كه با توجه به مصرع دوم بيت كه مى گويد : « جسم جوى و روح آب ساير است » همان جريان معنا در لفظ باشد مورد نظر جلال الدين بوده است .
بنا بر اين فرض بايد بگوييم : هر لفظى كه به كار برده مى شود ، معنا در آن مورد از دهان گوينده به وسيلهء لفظ خارج شده و در ميان هزاران پديده هاى روانى و طبيعى كه در ذهن شنونده موج مى زند به پرواز در آمده با آن پديده ها ارتباط برقرار مى كند و به جريان مى فتد ، مثلًا وقتى كه من گفتم : در جنگ جهانى دوم فلان شخصيت مقصر بوده است ، مقصر بودن آن شخصيت در ذهن شنونده در يك گوشه بايگانى نمى شود ، بلكه در ميان امواج هزاران مطالب مربوط به اجتماع و اخلاق و سياست و اقتصاد و نژاد براى خود جاى باز كرده ، و مطابق اصل تأثير متقابل اين معنا ( مقصر بودن آن شخصيت ) با ساير معلومات به تكاپو و جريان مى افتند . احتمال هم مى رود كه جلال الدين از مصرع « جسم جوى و روح آب ساير است » مطلب تازهاى را شروع نموده و در ابيات بعدى آن را تكميل مى كند :