تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - منتخباتى از كتاب مردى كه مى خندد - ويكتور هوگو
٣٢ - « قانون تقريباً با حق و عدالت منافات دارد . مجازات در يك طرف و انسان در طرف ديگر قرار دارند . فيلسوفان اعتراض مى كنند ، ولى ساليان دراز بايد بگذرد تا قضاوت بشر به پايهء قضاوت واقعى برسد . » [١] ٣٣ - « ماتيو كشيش و ست منستر باد در گلو انداخته و مى گويد : قوانين ساكسونها بسيار رحيمانه و نرم است ، آنها كسى را به اعدام محكوم نمى كنند . سپس مى گويد : فقط به بريدن بينى ، كندن چشم و اعضاء تناسلى قناعت مى كنند . » [٢] ٣٤ - « شريف و داديار به دنبال هم صحبت مى كردند ، هماهنگى صداى اين دو بسيار ملامت انگيز بود . نواى شوم يكى به صداى منحوس ديگرى پاسخ مى داد ، گويى واعظ و پا منبرى خوان به عبادت وحشيانهء قانون درنده مشغولند . » [٣] ٣٥ - مدتى وقت لازم است كه تا غريق بر روى آب بيايد . جوين پلين غرق حيرت شده بود . فوراً نمى توان در ميان مجهولات جاى پا محكم كرد . افكار و انديشه ها نيز چون ارتشها مواجه با شكست مى شوند . صف آرايى مجدد كار آسانى نيست . » [٤] ٣٦ - « خدا چون بازو ، تصادف قلاب سنگ و بشر قلوهء سنگ است ، اگر مى توانيد هنگام پرتاب شدن مقاومت نماييد » [٥] ٣٧ - « در سياست غنچهاى زيادى قبل از شكفتن پژمرده مى شوند . » [٦] ٣٨ - « تصادف بر وجدان پاك شبيخون مى زد . » [٧] ٣٩ - « حوادث در هر سمت منعكس مى شوند . سنگى زير آب بياندازيد و
[١] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٥٧ . .
[٢] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٥٨ . .
[٣] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٦٢ . .
[٤] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٩٣ . .
[٥] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٩٣ . .
[٦] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ٩٧ . .
[٧] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ج ٢ ص ١٠٢ . .