تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩
متذكر شدهايم . ابهام انگيز بودن وضع روحى جلال الدين و تناقضات غير قابل حل و فصل او در دفترهاىمثنوى نيرومندترين سلاحى است كه مخالفينش چه از مكتب منكرين ما وراى طبيعت و چه از الهيون در دست گرفتهاند . در مقدمات پيشين مخالفت گروهى از الهيون و دلايل اجمالى آنها را به طور صريح يا با اشاره مطرح كردهايم اكنون مخالفت بعضى از منكرين ما وراى طبيعت را مورد بررسى قرار مى دهيم . البته روشن است كه خطا كارى انديشه هاى جلال الدين از نظر مكتب مزبور از كدامين نقطه نظرها توضيح داده مى شود :
ما براى روشن شدن ذهن مطالعه كنندگان محترم مطالبى را از ميرزا فتحعلى آخوند زاده كه ما وراى طبيعت را انكار مى كند و به عنوان قضاوت در شخصيت و روش فكرى جلال الدين جملاتى را بيان كرده است متذكر مى شويم ، سپس نظريات خود را مطرح مى سازيم . اين شخص بنا به نقل آقاى دكتر فريدون آدميت در باره جلال الدين مى گويد :
« بياييم بر سر مطلب : مولوى عالمى است بىبديل ، فاضلى است بىنظير ، به زبان فارسى و عربى بسيار مسلط ، احاديث و اخبار را خوب مى داند ، عقيده اش عين حكماى هند است ، يعنى به وحدت وجود اعتقاد دارد » .
معنى وحدت وجود را به مأخذ مثنوى به دست مى دهد . بعد گويد :
« اما اشتباه مولوى در اين جا است كه براى آن وجود كل اراده و اختيارى قائل است و چنين مى پندارد كه وجود كل با اراده و اختيار خود اجزاء را به عالم كثرات و تعينات در آورده است ، پس اجزاء بايد تلاش كنند تا خودشان را پس از مدتى سير و سلوك دو باره به همان وجود كل برسانند و گويا وسيلهء عمدهء اين وصال در فنا است و بقاى جاويدان از اين فنا حاصل خواهد شد » .
آن انتقاد از همان وجههء نظر صرف مادى ميرزا فتحعلى سرچشمه مى گيرد در تعقل فلسفى او شناختيم كه وحدت وجود را در ماده مى داند ، معتقد به صانع مدبر نيست و نيز اين كه فنا را تخطئه مى كند و آن را مهمل مى شمارد - از همان