تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - تفسير ابيات
مغزها و ارواح دانش طلب به وسيلهء دانش نماها است .
مقام مى جويند ، در اين راه تكاپو مى كنند ، موقعيتهاى واقعى افراد را مختل و مشوش مى سازند ، جنگ و خونريزىها به راه مى اندازند ، براى چه ؟ براى اين كه اثبات كنند كه تنها موجوداتى هستند كه انسانها نمى توانند سد راه خواسته هاى آنها باشند . آفرينش انسانها بلكه هدف اقصاى كهكشانها و كازارها هم اين مقام پرستان هستند ، همه وسيله و اينان هدف اينان تنها زمان را بىهوده سپرى نمى كنند ، بلكه مقياس و قانون حيات را مختل مى سازند . عدد ٥ را نتيجهء = ٢ × ٢ قرار مى دهند . بدينسان با به دست آوردن موقعيت شخصى پا روى هر گونه موقعيتهاى واقعى خود و ديگران مى گذارند .
تفسير ابيات پيامبر اكرم به آن بيمار مى گويد : بايستى نيايش تو به درگاه الهى اين باشد : اى آسان كنندهء مشكلات ، در اين دنياى فعلى و در آن سراى آخرت براى ما حسنه و نيكويى عطا فرماى . مقصد نهايى ما را بارگاه ربوبى خود قرار داده و مطابق همان بارگاه ، لطيف راهى را كه در پيش داريم ، مانند بستان سر سبز و خرم و لطيف فرما . [ چطور اگر مقصد لطيف شد ، راه همان مقصد هم لطيف مى شود ؟ ] انسانهاى با ايمان در روز رستاخيز به فرشتگان خواهند گفت : مگر دوزخ راه مشترك انسانهاى با ايمان و كفار نبود ؟ مگر چنين نبود كه همگان مى بايست از دوزخ عبور كنند ، پس چرا ما در سر راه خود دوزخ و عذابى نديديم ؟ بلكه آن چه ما ديديم : بهشت و بارگاه ايمن و آسايش بود فرشته در پاسخ آنان مى گويد : همان باغهاى سر سبز كه سر راه شما قرار گرفته و شما از آنها عبور كردهايد ، دوزخ و جايگاه سياست حق متعال بود . چون شما نفس امارهء دوزخ خوى و آتش خاصيت و گبر صفت و فتنه جوى را در سايهء رياضت و تزكيه پر از صفا و طراوت و شاداب نموديد ، لذا آتش دوزخ براى شما به صورت بستان در آمده شما در هنگام زبانه كشيدن شعله هاى نفس ، با تقوى و نور هدايت آن را خاموش مى ساختيد .