تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - مسئلهء دوم - ارزيابى راست و دروغ
دليل اين كه اين مشاهده و به دست آوردن علم به جنايت يك حادثهء موجود در جهان هستى است ، احساس ناراحتى و صرف انرژى بوده است كه در نتيجهء مشاهده صورت گرفته است ، آيا اين ناراحتى و صرف انرژى جز براى اين بوده است كه در مقابل آن جنايت تحت تأثير قرار گرفته بودم ؟ پس ذهن من يا به طور عموم درون من در مقابل آن جنايت وضع مخصوص براى خود پيدا كرده است .
اكنون فرض كنيم كه در مقامات داد رسى احضار شدهام و از من مى پرسند آيا شما ديديد كه حميد در جنايت با احمد دخالت داشته است ؟ در جواب اين سؤال بگويم : نه ، من نديدهام ، لذا گواهى نمى دهم . مسلماً اين نفى و انكار معلول مقاومتى است كه در درون خود ايجاد كردهام ( اگر چه آن مقاومت نيز بنوبت خود معلول جريانات ديگرى در درون است . ) و من با اين مقاومت اين توانايى را دارم كه به دروغ مرتكب شده بگويم : اصلا من آن روز از آن خيابان عبور نكردهام آيا من در اين موقع جريان طبيعى خود را كه در روز جنايت به وجود آمده و در سلسلهء حوادث آن روز در جهان هستى تثبيت شده است ، ناديده نگرفتهام ؟ اين توانايى براى تحريف واقعيات مانند توانايى يك آدم مريض است كه مى خواهد غذايى را كه بر او مضر است بخورد ، او مى داند كه غذاى مزبور براى او مضر است و وضع مزاجى او با آن غذا سازگار نيست و با خوردن غذاى مفروض تغيير ناملايمى در مزاج او صورت خواهد گرفت ، ولى غذا را مى خورد و آن علل و نتايج را ناديده مى گيرد ، آرى او مى تواند ناديده بگيرد ، ولى جهان هستى كه پايهء خود را روى مبانى رياضى قرار داده است ، خود آن پديده و علل و نتايج آن را به طور جدى تثبيت مى كند ، لذا اگر روزى فرا رسد كه انسانها آن توانايى را داشته باشند كه تمام حوادث را كه در قلمرو هستى نقش مى بندد . تحقيق نموده و آنها را نشان بدهند ، دروغ آن شخص دروغگو كه تحريفى در واقع و موجوديت خود بوده است آشكار خواهد گشت .
بلى يك مسئلهء ديگر وجود دارد :