تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
[ كلود در مقابل كارى كه براى همسايگان خود انجام مى دهد به آنها چنين مى گويد ] :
« من شما را در زمان حياتم از پرداختن اجرت معاف مى كنم ، شما پس از مرگ من ، مرا از دعاى خود محروم نسازيد .
من خانهاى براى زندگى شما ساختهام ، آيا شما خانهاى براى ابديت من حفر نخواهيد كرد ؟ ما با يكديگر از اين حرف مى خنديم و آنها انجام اين كار را به من وعده مى دهند . » [١] [ « دنيز » دختر يتيم ( دختر برادر كلود ) در مقابل دستمزد كار خود چنين مى گفت ] :
« آيا محبت شما براى من بهترين دستمزد نيست ؟ آيا چه كسى در اين كوهستان به من پناه مى داد و در حق من مادرى و برادرى مى كرد ؟ آيا جايى كه شما در كنار آتش خود و غذايى كه از ميان سفرهء خود قبل از آن كه من خدمتى بشما بكنم و قابل خدمتگزارى باشم به من دادهايد ، بهترين پاداش من نيست ؟ » [٢] [ كلودهوت در توصيف و شرح حال مى گويد ] :
« آيا به عقيدهء شما اين نكته موجب تسلى انسان كه وجود ناپايدارى دارد نخواهد بود و او را به فكر نخواهد انداخت كه در مقايسه با اين سنگى كه اثر چكش خود را بر روى آن مى نهد چقدر ناچيز است ؟ زيرا اين سنگ قرنها پس از آن كه گرد استخوان انسانى محو شود ، باقى خواهد بود . اما اين موضوع ثابت مى كند روح انسان كه از همه چيز بزرگتر است و همه چيز را در بر مى گيرد و بيش از همه چيز دوام مى يابد ، يكى از مصنوعات خداى متعال است كه با مصنوعات ديگر كاملًا فرق دارد
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ٨٨ . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ٩٣ . .