تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٨ - منتخباتى از كتاب مردى كه مى خندد - ويكتور هوگو
با افكار ناچيزى براى كودك حل شده است . رأى نهايى زندگى فقط بعدها وقتى پروندهء تجارب تكميل شد صادر مى گردد . » [١] ٦ - « اشتباه است اگر تصور رود كه افكار فاقد رنگ است . افكار بر رنگ صورت منعكس مى شوند . چنين قيافهاى حاكى از حالت غير عادى درونى ، ناشى از تركيب تضادهاى نيك و بد آن است . » [٢] ٧ - « در مردمك ديده گانش نور دقت و باز گشت وجدان برق مى زد . » [٣] ٨ - « صحبت با خود از آتش درونى روح انسانى زبانه مى كشد . » [٤] ٩ - « ناخدا سلام كرد ، ولى اين پير مرد كه رداى استادان دانشگاه آكسفورد يا گوتينگ را در برداشت متوجه نشد و از جاى تكان نخورد . دريا را با نظر علماى موج شناسى نظاره مى كرد ، ولى گويى مى خواست به ميان غرش آنها دويده و چيزى يادشان دهد ، در عين استادى مشغول تطير بود . بر گردابها فضل فروشى مى كرد . » [٥] ١٠ - هيچ تنگنايى نيست كه در برابر آن در بحرانىترين لحظات نورى از اميد بر اعماق دل نتابد . » [٦] ١١ - « به خود رحم كنيد . مى گويم به زانو در آييد ، مى توانيد به دعا متوسل شويد . اين گرگها بره شدند ، در ساعات خطرناك چنين تغييرات روحى نادر نيست ، وقتى تاريكى گور چهره مى نمايد براى مرد بىايمان ، ايمان آوردن كار مشكلى است ، ولى بىايمانى امكان ندارد . » [٧]
[١] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٣٤ . .
[٢] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٤٤ . .
[٣] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٤٥ . .
[٤] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٥٠ . .
[٥] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٥٠ . .
[٦] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٨٣ . .
[٧] مردى كه مى خندد ، ويكتور هوگو ، ص ٩٩ . .