تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين [ چرم ساغرى بالزاك كتابى است كه مى خواهد اين بيت جلال الدين رومى را توضيح دهد :
« پس به هر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد » »
اين مرد با چهرهء دراز و سفيد خود ، تصوير رنگ پريدهاى از هوس را كه به ساده ترين اجزاى خود تحول شده باشد نشان مى داد ، در چينهاى صورتش اثر شكنجهاى ديرين پيدا بود . » [١] « آرى من مى توانم تصور كنم كه انسان به قمار خانه برود ، در صورتى كه جز سكه طلاى خويش حايل ديگرى ميان خود و مرگ نبيند . » [٢] « و همين سادگى مى رساند كه مردمى كه بدان جا مى آيند تا به خاطر ثروت و تجمل بميرند ، چه بىاعتنايى عجيبى نسبت به تجمل دارند ، و اين تضاد در هر زمينهاى كه روح انسان با قدرت و نيرو بر خود تأثير مى كند ديده مى شود . عاشق مى خواهد دل بر خود را در اطلس و حرير ببيند و اندامش را با پارچهاى لطيف مشرق زمين بپوشاند ، اما غالب اوقات در بستر درويشانهاى از آن كام بر مى گيرد . » [٣] « مسئلهء غربى است انسان هميشه با خويشتن در جدال است . آرزوهايش را بر اثر آلام كنونى از دست مى دهد و آلام خود را به اميد آيندهاى كه به او تعلق ندارد فريب مى دهد . » [٤] « در لحظهاى كه جوان وارد تالار شد ، چند حريف در آن جا بودند ، سه
[١] چرم ساغرى ، ص ١٢ . .
[٢] چرم ساغرى ، ص ١٣ . .
[٣] چرم ساغرى ، ص ١٥ . .
[٤] چرم ساغرى ، ص ١٥ . .