تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٠ - آيا راست گفتن ذاتاً نيكو و دروغ گفتن ذاتاً بد است ؟
موضوع دوم - ترتيب اثر و نتيجهاى را كه راست و دروغ در خارج از گوينده در اجتماع ايجاد خواهد كرد ، همان طور كه فقها و اخلاقيون گفتهاند : حسن و قبح دو امر ذاتى غير قابل تفكيك راست و دروغ نمى باشد ، بلكه قابل تغيير و انعطاف هستند .
در آن هنگام كه براى جلوگيرى از يك فتنه و فساد قابل اهميت ، دروغ مى گوييم ، منفى شدن فساد در مقابل عدم تطابق درون انسانى با گفته اش ( دروغ ) قرار مى گيرد ، يعنى مثلًا وقوع توهين بر يك شخص واقعيت داشته است و من آن را ديدهام و مى دانم ، وقتى كه با اطلاع شخص توهين شده ، افراد يا شايد گروه هايى به كشتار همديگر خواهند برخاست ، من اين جملهء دروغ را مى گويم كه :
نه هرگز ، من از فلان كس در بارهء آن شخص توهين نشنيدهام [١] در اين حادثه واقعيت در مقابل اثر خارجى ( امكان كشتار ) قرار گرفته است .
آدمى كه در اين مورد بايستى دروغ بگويد : نمى تواند واقعيت توهين را از صحنهء هستى بشويد ، زيرا چنان كه مى دانيم : واقعيت به وجود آمده و در سلسلهء هستى بجريان افتاده است ( توهين صورت گرفته است ) و او هم اين واقعيت را مى داند ، بلكه با اين دروغ كه ( توهين صورت نگرفته است ) ذهن شنونده يا شنوندگان را به جهت اهميت اثر خارجى از آن واقعيت كنار مى زند و نمى گذارد با واقعيت روبه رو شود ، نظير اين كه غذاى مسمومى را كه واقعيت دارد ، از جلو او بر مى دارد و چنين وانمود مى كند كه غذايى وجود ندارد .
تبصرهء ١ : اين كه سعدى مى گويد :
« دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است » مطلب روشنى نيست و احتياج به دقت بيشترى دارد ، زيرا آن چه كه عقل و وجدان مى گويد و از منابع اسلامى بر مى آيد : دروغى تجويز شده است كه فتنهاى را بر طرف
[١] فرض اينست كه راه اثبات توهين ، منحصر به گفته من است . .