تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - منتخباتى از جملات كتاب نود و سه تأليف ويكتور هوگو ترجمه از آقاى منصور زنديه
١٣ - « او را در آغوش كشيد ، دخترك پيوسته لبخند به لب داشت در همان لحظه كه او را به بغل راه مى داد ، اين وجدان آن قدر عالى و آن قدر تاريك بود ، نور خيره كنندهاى از خود ظاهر ساخت » [١] ١٤ - « گوون از خود سؤالى مى كرد ، در برابر شخصى حضور مى يافت ، در برابر شخصى وحشتناك :
وجدانش در خود چيز را متزلزل احساس مى كرد . سختترين تصميمات او محكمترين وعدهاى او ، تغيير ناپذيرترين تصميمات او - در اعماق اراده اش متزلزل مى گرديد . لرزشهاى روح هم وجود دارد . » [٢] ١٥ - « قهرمانى از شكم يك غول خارج شده بود و حتى ما فوق يك قهرمان ، انسان رخ مى نمود ، ما فوق عقل و روح بود ، قلب بود . » [٣] ١٦ - « مرد طرفدار ملوك الطوايفى در زندان ملوك الطوايفى بود . سنگهاى قصر بر ضد او قد بر افراشته بودند و اطرافش را محصور ساخته بودند و كسى كه مى خواست خود را تسليم كند در خانهء خود و به وسيلهء خود تسليم شده بود . در اين واقعه به نحو بارزى دست خدا ديده مى شد . » [٤] ١٧ - « اين فرياد مادر ، رحم كهن بشرى را كه يك نوع امانت زندگى جهانى است و در تمام ارواح حتى در روحهاى منحوس نيز وجود دارد - در او بيدار كرده بود » [٥] ١٨ - « اثبات اين كه در بالاى سلطنت ، در بالاى انقلاب ، در بالاى مشعل زمينى
[١] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٣٧ و ٤٣٨ . .
[٢] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٤٨ . .
[٣] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٥٢ . .
[٤] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٥٣ . .
[٥] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٥٤ . .