تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - منتخباتى از جملات كتاب نود و سه تأليف ويكتور هوگو ترجمه از آقاى منصور زنديه
چيزى وجود دارد كه عبارت است از رقت و شفقت بىانتهاى روح انسانى ، حمايت ضعفا در برابر اقويا ، سلامت ناشى از رفتار كسانى كه از دست رفتهاند . » [١] ١٩ - « عقل يك چيز مى گفت ، احساسات چيز ديگرى مى گفت ، دو مشاور بر ضد يكديگر بودند . عقل چيزى جز منطق و دليل نيست . احساسات اغلب همان وجدان است . يكى از انسان سرچشمه مى گيرد ، ديگرى از بالاتر و از همين جا است كه احساسات وضوح كمتر ، ولى قدرت بيشتر دارد . » [٢] ٢٠ - « گفت قانون مدون است . يك قاضى برتر و پايينتر از يك انسان است . پايينتر از يك انسان است چون قلب ندارد . برتر از انسان است ، چون شمشير عدالت را به دست دارد . » [٣] ٢١ - « امكان پرندهء مرموزى است كه هميشه بالاى سر انسان بال و پر مى گشايد بايد او را گرفت ، زنده است و چالاك است .
گوون ادامه داد : فكر من اين است : هميشه به پيش . اگر خدا مى خواست انسان عقب نشينى كند يك چشم پشت سر او قرار مى داد . هميشه به جانب شفق ، به جانب ظهور ، به جانب ايجاد و تولد بنگريم . » [٤] ٢٢ - شما كه چيزى به طبيعت نمى افزاييد ، چرا از طبيعت خارج مى شويد ؟ پس اقلًا چون مور از كار و چون زنبور از عسل شاد شويد . به جاى اين كه عقل و ملكه باشيد - زنبور كارگر بمانيد ، اگر چيزى به طبيعت بيفزاييد ناچار بزرگتر از طبيعت خواهيد بود . افزودن نمو دادن است ، نمو دادن بزرگ است ، اجتماع همان طبيعت تصعيد يافته است . من چيزى مى خواهم كه كندوى عسل فاقد آن است ، چيزى مى خواهم كه لانهء زنبور ندارد :
[١] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٥٦ . .
[٢] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٥٧ . .
[٣] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٧٧ . .
[٤] نود و سه ، ويكتور هوگو ، ص ٤٨٨ . .