تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - منتخباتى از نغمه هاى شاعرانه آلفونس دو لامارتين
مگذار يك ناشناس توانگر كودكان يتيم را از اين سرزمين براند و خود بىقيدانه در زير سقفهايى كه وقتى مادرى مهربان در پناه آنها به ما تعليم سرودهاى مقدس مى داد ، نام تو را بشنود و از روى تمسخر لبخند زند آه چه بارها پس از اين ، كه بادها خواهند وزيد و سقفهاى چوبين اين خانه هاى روستايى را فرو خواهند ريخت چه بارها كه گلها بر روى گور ما خواهند شكفت و علفها از خاك ما سر برون خواهند كرد چه بارها كه بوته هاى خار در درون اين خرابه هاى دور افتاده جوانه خواهند زد و بومها در كنار آنها ناله ساز خواهند نمود چه بارها كه سوسمارهاى بىنوا بر آرامگاه ما خواهند آرميد و در نور آفتاب گرم خواهند شد چه بارها كه پرستوهاى كوچك بر فراز گور ما بال و پر خواهند گشود و در ساعاتى كه هر كس به خواب رفته است نغمهء مستانه سر خواند داد چه بارها كه پرندگان تيز پر از سرزمينهاى دور دست بدينجا فرود خواهند آمد و در اين نقاط كه روزى گهواره بىگناهى به شمار مى رفت مسكن خواهند گزيد چه بارها كه گنجشكان ضعيف يا كبوترهاى معصوم در كنار مسكن ابدى ما آشيان خواهند گرفت و جوجه هاى كوچكشان را در زير بالهاى خود خواهند پرورد . . . در حالى كه اين بناها ، اين زمينها و كهسارها همچنان در جاى خود استوار خواهند بود و بر ناپايدارى اين جهان بىبقا لبخند خواهند زد .
راستى اگر دست تقدير ساليان عمر مرا آن قدر قلم زده باشد كه روزى موهاى من سپيد گردد ، با دوران پيرى خود چه خواهم كرد ؟ خواهم توانست آيا سالخورده گى را در درون تالارهاى اين سرزمين مقدس بسر برم و واپسين روزهاى خويش را در زير سقفهاى اين بناى محبوب به شام آورم ؟