تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - منتخباتى از جملات اونوره بالزاك از چرم ساغرى - ترجمهء آقاى به آذين
مى شود ، يا خودت . » [١] » سرداران ، وزيران ، هنرمندان به علت نيازشان به آن كه تفريحات شديدى را در مقابل جريان زندگيشان كه آن قدر از حدود معيشت متعارفى بيرون است بگذارند همه شان كم و بيش تمايلى به سوى عياشى دارند . از همه گذشته جنگ عياشى با خون است و همچنان كه سياست عياشى با منافع عمومى است . » [٢] » همه چيزهاى افراطى با هم برادرند . اين شگفتىهاى غول آساى اجتماعى داراى همان قدرت جاذبهء غرقابها مى باشند و همان طور كه سنت هلن ناپلئون را به سوى خود مى خواند - آنها ما را به جانب خود مى كشند ، ما را خيره مى سازند و دچار سر گيجه مى كنند . » [٣] » تمتع خشن حيوانى كه علم در ژرفناى آن به جستجوى روح رفته است ، وارفتگى فسون سازى بدنبال دارد كه مردانى كه از هوش و عقل خود ملول شدهاند در آرزوى آن آه مى كشند . مگر نه عياشى نوع باج است كه نبوغ به اهريمن مى پردازند ؟ همهء مردان بزرگ را در نظر بياورد هر گاه شهوت پرست نباشند ، طبيعت آنان را لاغر و ناتوان مى آفريند ، يك قدرت آسمانى كه گويى قصد ريشخند ، يا بر آنها حسد مى برد ، روح يا تنشان را معيوب مى سازد تا كوششهاى خود را خنثى كنند . » [٤] » من يا خيلى زود و يا خيلى دير به دنيا آمدهام . بىشك اگر به اين ترتيب از حدت زندگيم نمى كاستم ، نيروى من براى دنيا خطرناك مى شد . » [٥] » قدرتى كه بتوان بدون ترس از كيفر با آن به مقابله برخاست ، ديگر نزديك
[١] چرم ساغرى ، ص ٢٤٣ . .
[٢] چرم ساغرى ، ص ٢٥٢ . .
[٣] چرم ساغرى ، ص ٢٥٣ . .
[٤] چرم ساغرى ، ص ٢٥٥ . .
[٥] چرم ساغرى ، ص ٢٥٥ . .