تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٦ - تفسير ابيات
بقيهء مردم كه از ميلياردها نفر تجاوز مى كنند با بال و پر آنها به پرواز در آمدهاند . آن هم چه پروازى ؟ مگر بال و پرى كه با سريش به دو پهلوى انسان بچسبانند در مقابل طوفانهاى شديد حقايق و حوادث مى تواند مقاومت نمايد ؟ اين منطق اسف انگيز را مورد تفكر قرار بدهيد كه مى گويد :
از مردم افتاده مدد جوى كه اين قوم با بىپر و بالى پر و بال دگرانند »
صائب تبريزى » نمى گوييم صائب تبريزى به اين پرواز تبه كارانه دستور مى دهد ، بلكه او واقعيت جاريه در تاريخ جوامع بشرى را گوشزد مى كند و مى گويد : واقعيت اين است كه پرواز كنندگان فضاى مقام پرستى چارهاى جز اين نداشتند كه مردم افتاده و بىنوا را بال و پر خود قرار بدهند . اگر چنين بود كه اقوياى عالم پس از آن كه بال و پر ناتوانان را گرفتند و به مطلوب خود رسيدند ، مى كوشيدند كه از ذات بىنوايان براى آنها بال و پرى برويانند و آنها را در فضاى موجوديت و امكانات واقعى شان به پرواز در آورند جاى تاسف نبود ، ولى اقويا پس از آن كه از پله ها بالا مى روند ، اول خود آن نردبان را از بين مى برند . وقتى پرواز مى كنند ، اول ذات همان موجودات را كه به آنان بال و پر داده بودند چنان خنثى مى كنند كه بال و پرى نرويانند .
و احتمال مى رود كه مقصود صائب از مردم افتاده عرفا و مربيان باشند كه در ظاهر بال و پرى ندارند ، ولى با بال و پر روحى مى توانند براى ديگران بال و پر براى پرواز بدهند .
خلاصه - مطلب فوق العاده جالبى است كه جلال الدين متذكر شده و انسانها را دعوت به رويانيدن خود واقعى نموده ، مى گويد : بياييد خودتان نمو كنيد و بال و پرى را كه من انسانى شما اقتضا مى كند در خود برويانيد .
تفسير ابيات آن فقير كه مورد اعتراض صوفيان قرار گرفته بود ، عذر غرامت ( نكتهء ضعف ) خود را مانند پاسخى كه حضرت خضر عليه السلام با اذن خداوند به موسى گفت ، اظهار