تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - آيا راست گفتن ذاتاً نيكو و دروغ گفتن ذاتاً بد است ؟
آيا راست گفتن ذاتاً نيكو و دروغ گفتن ذاتاً بد است ؟
آيا دروغ گفتن مانند ظلم داراى قبح ذاتى و صد در صد و راست گفتن داراى حسن و ضرورت ذاتى و صد در صد مى باشد يا نه ؟ فقها و اخلاقيون مى گويند : راست گفتن مقتضى حسن و دروغ گفتن مقتضى قبح است ، يعنى حسن و نيكويى راست گفتن و قبح دروغ گفتن ذاتى و صد درصد نيست ، بلكه هر يك از آنها خاصيت خود را در فى نفسه اقتضا مى كنند . به همين جهت است كه ممكن است انگيزهاى به وجود بيايد كه راست گفتن را قبيح نمايد ، چنان كه فرض كنيم : اگر من يك جملهء راست بگويم دو فرد يا دو گروه از انسانها به جنگ و ستيزه خواهند پرداخت و اگر دروغ بگويم ، اصلاح خواهند گشت .
جملهء معروف سعدى را هم كه مى گويد :
« دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است » .
ناشى از همين قانون مى دانند كه متذكر شديم .
براى توضيح اين مسئله مى گوييم :
طبق بياناتى كه پيش از اين گفتيم ، بايستى اين مسئله را به دو موضوع جداگانه تجزيه كنيم :
١ - موضوع اول - وضع روانى راستگو و دروغگو .
٢ - موضوع دوم - اثر و نتيجهء خارجى و اجتماعى راست و دروغ .
موضوع اول - با نظر به وضع روانى راستگو و دروغگو ، جاى ترديد نيست كه با گفتن راست يا دروغ يك حادثهء قطعى در جهان هستى به وسيلهء مشاهدات و تمايل و احساسات و تحريك زبان يا قلم گوينده صورت گرفته است ، و اين حادثه كه در سلسلهء پيوستهء هستى براى خود جاى باز كرده است ، قابل هيچ گونه نفى و ناديده گرفتن نمى باشد ، اين حادثه را اگر عامل خير و شر و زشتى و زيبايى معرفى نكنيم ، به طور قطع مى توانيم با عناوينى از قبيل « طبيعى » و « ضد طبيعى » مطرح كنيم .