تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٤ - تفسير ابيات
اين اوصاف همگى مخصوص پيرى كالبد جسمانى و سطح طبيعى انسانها است اما آن سالخورده گان كه از شراب طهور الهى مستاند ، آنان به حيات پاك و پاكيزه دست يافتهاند ، اگر از نظر جسمانى و طبيعى هم پير كهنسال به نظر برسند ، در باطن مانند كودكان صاف و با طراوت و شكوفان مى باشند . مى دانيد اينان چه كسانى هستند اينان پيامبران و اولياء الله هستند . [ به جهت همين صفا و پاكى و بىغل و غشى است كه : ) وضع پيامبران و اولياء الله در مقابل همهء حوادث نيك و بد روشن و آشكار است و به همين جهت است كه مورد حسادت مردم پست و پليد قرار مى گيرند . اگر مردم از روى علم اليقين اين مردان الهى را نمى شناسند ، چرا اين همه بغض و كينه و مكر پردازى در مقابل آنان براه انداختهاند ؟ اگر اينان واقعاً بر انگيخته شدن براى روز رستاخيز را پذيرفتهاند و درك كردهاند كه كيفرى مانند شمشير تيز در انتظار آنها است چرا خودشان را در معرض دم بران شمشير الهى مى گذارند ؟ در آن هنگام كه لبان مرد الهى را خندان مى بينى ، گمان مبر كه درون او هم مانند لبانش يك خندهء معمولى سر داده است ، او براى تو مى خندد ، در حالى كه صد قيامت در درون او نهفته است ، اجزاى مرد الهى از عذاب دوزخ و نعيم بهشتى آگاه است ، خلاصه هر چه كه در انديشهء تو بروز كند ، حقيقت ايشان بالاتر از آن است ، زيرا هر چه كه به انديشهء انسانى وارد مى شود فنا پذير است ، در صورتى كه خدا بالاتر از آن است كه انديشهء انسانى گنجايش آن را داشته باشد .
اگر اين مردم واقعاً مى دانند كه در اين خانه و در اين دستگاه با عظمت چه موجودى وجود دارد ، اين چه گستاخى و بىاعتنايى است كه به راه انداختهاند ؟ اين تبه كاران ابله با اين كه خود را اهل مسجد دانسته و مسجد را تعظيم مى كنند ، چرا در ظلم و گستاخى در بارهء اهل دل مى كوشند ؟ مقدارى از آجر و گل مسجد مجازى است ، مسجد حقيقى همان درون اولياء الله است . آن معبد سترگ كه در درون اولياء الله است ، سجده گاه همهء خلايق و جايگاه تابش انوار الهى است . به همين جهت است كه هر