تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٨ - براى رسيدن به حقيقتى كه با شما فاصله دارد حقايقى را زير پا نگذاريد
براى تصحيح اين كار غلط گاهى فلسفه ها مى بافيم ، مثلًا مى گوييم ، نزديك بينى دلالت به محدوديت فكر انسانى مى كند ، اين دور بينى است كه انسان را به سعادت زندگانى نائل مى سازد .
اگر به ياد داشته باشيم در مباحث گذشته به طور اختصار گفتيم كه ، ما در نمايش نامهء بزرگ وجود ، هم بازيگريم و هم تماشاچى هستيم و در آن مباحث گفتيم ، بازىگرىهاى ما در جهان بينى و جهان يابى بر دو قسم است ، طبيعى و ساختگى .
روح انسانى تا آن مقدار كه توانايى دارد مى كوشد هر دو قسم بازىگرى را به حد اقل برساند و با واقعيات خالص روبه رو شود و واقعيات خالص را دريابد و تأثير و تأثر متقابل خود را با خود همان واقعيات محض برقرار نمايد .
اگر چه وصول به اين آرزو در بازىگرىهاى طبيعى بسيار مشكل است ، ولى چنان كه گفتيم تقليلش تا حدودى امكان پذير است .
اساسىترين عامل افزايش بازيگرى ما در جهان يابى ، افزايش عامل و پديده هايى است كه ميان ما و واقعيات فاصله مى اندازند مثلًا وقتى كه سيم الكتريسيته به پنكه وصل مى شود ، آن را به حركت در مى آورد ، آن پنكه كه سه شاخهء فلزى دارد در نظر ما دايرهء حقيقى مى نمايد ، اين يك اصل بازىگرى .
آن گاه اگر مقدارى از همان پنكه فاصله بگيريم و از دور آن را تماشا كنيم در اين صورت آن دايره حاصل از حركت پنكه را كه در نزديكى به قطر پنجاه سانتىمتر مى ديديم ، از فاصلهء نسبتا دور همان دايره را به قطر پنج سانتىمتر خواهيم ديد ، اين بازىگرى دوم .
مى رويم پشت يك شيشهء زرد رنگ و به آن پنكه كه رنگ سفيد داشت مى نگريم ، پنكه سفيد را به رنگ زرد مى بينيم اين بازيگرى سوم .
چون در فاصلهء دور ايستادهايم حركت پنكه هم براى ما منها مى شود و ما آن را ساكن مى بينيم اين بازيگرى چهارم .