تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٤ - بهره بردارى با ارزش از داستانهاى ساختگى
ور نديدش نز برون و نز درون از حكايت گير معنى اى زبون
بهره بردارى با ارزش از داستانهاى ساختگى مسلم است كه شرايط ذهنى و مراتب فكرى و گنجايش شخصيتهاى افراد بشرى فوق العاده گوناگون است ، همهء اشخاص حتى متفكرين عالى مقام هم نمى توانند معارف و حقايق بشرى را گاهى بدون مثال و تطبيق به واحدهاى نامعقول فرا بگيرند يا تعليم نمايند .
اين پديده يكى از خاصيتهاى سازمان روانى ما است كه تأكيد زياد مى كند كه حقايق و واقعيات را در حال پياده شدن ببيند و بشنود : اگر چه آن حقايق و واقعيات روى واحدهاى غير مربوط پياده شود ، مثلًا موقعى كه امر داير شود بين اين كه پليدى حسادت را در قالب علمى و نظرى درك كند يا عملًا نتيجهء پليد حسادت را در جهان خارج ببيند ، ترجيح مى دهد كه در جهان خارج ببيند ، اگر چه واحدى كه اين صفت پليد را دارا بوده است حيوانى به نام دمنه باشد كه در كتاب كليله و دمنه مطالعه مى كند ، او در عين حال مى داند داستان كليله و دمنه و شنزبه و بندبه حتى يك جمله اش هم واقعيت ندارد ، ولى جريان داستان و علل و معلولات و روابط قضايا و رويدادها به طورى تنظيم شده است كه خود آگاه يا ناخود آگاه همهء آنها را در قلمرو انسان مجسم مى سازد و متأثر مى گردد .
گويا انسان به طور فطرى اين قضيه را به عنوان يك اصل مى پذيرد كه : عدهاى از قوانين و نواميس در جهان هستى در جريان است كه در هر شكل و در هر مورد هم كه فعاليت كند به خود انسان نيز ارتباطى دارد ، يا از آن جهت كه خود را جزئى از طبيعت مى داند ، چنين تلقى مى كند كه موقع به وجود آمدن همان شرايط كه باعث سقوط تنارديهء « بىنوايان » يا « دمنه » كليله و دمنه شد ، من هم در معرض چنان سقوط قرار خواهم گرفت .