تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - منتخباتى از كتاب رافائل - آلفونس دولا مارتين
[ رافائل ] :
« اى آدميان بر عواطف خود مترسيد و بيمى از گذشت زمان در امحاى آن مداريد . در خاطرات شديد فنا راهى ندارد و امروز و فردايى در آن نيست ، بلكه صفت اصلى آن دوام و ثبوت است و آن كه فاقد احساسات مى باشد هرگز احساسى نداشته است آدمى را دو گونه خاطره است : يكى آن كه از طريق حواس به وجود مى آيد و با آن راه عدم مى گيرد و آن چه را قابل فنا باشد بدست نيستى مى سپارد و ديگر آن كه زادهء روح و از تقلب زمان در امان و در تمام لحظات گذشته و حال باقيست و چون قوهاى از قواى روح است ياراى آن ندارد كه مانند روح در همه جا حاضر و چون او به حليهء كليت و ابديت متحلى باشد و شما اى عاشقان دل گرم باشيد كه زمان بروح دستى ندارد و او را جز بر ساعات فنا پذير فرمانروايى نيست » [١] [ رافائل ] :
« پايهء انسان تا به آن جا است كه به طبيعت نيز روح مى بخشد . آدمى با خود حياتى جاويد به آسمان مى برد و زندگانى مخلدى نيز به جايگاه زمينى خود مى بخشد كه با نام و آثار او تا ابد محفوظ مى ماند . » [٢] [ رافائل در باب نامه هايى كه به ژولى مى نويسد چنين بيان مى دارد ؟ ] :
« بدين نيت در اين نامه از خداوند سخن مى راندم : خداوندى كه بزرگترين آثار كمال وى خلقت اين جهان و محبت آسمانى او و عظيمترين نشان بزرگيش عظمت الهامات ما بود در اين نامه ها ژولى را به تحمل مشقاتى كه براى سعادت كامل در اين دنياى پست مى كرديم دل گرم مى نمودم و ارزش اين فدا كارى را در چشم كسى كه ما را بدين امر بر انگيخته بود ، براى او توجيه مى كردم . » [٣] [ رافائل مى گويد ] :
[١] رافائل ، ص ١٤٠ - ١٣٩ . .
[٢] رافائل ، ص ١٤٥ . .
[٣] رافائل ، ص ١٨٠ . .