تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - نگذاريم كه فعاليتهاى ما در زندگانى نتيجهاى جز استهلاك زمان نداشته باشد
است ، بنا بر اين براى رسيدن به سعادت و لذت مطلق كمال مطلق مورد نياز مى باشد و مسلم است كه اين كمال مطلق در اين دنيا حاصل نمى گردد ، پس بايستى حركت به سوى كمال در ابديت يك قانون واقعى بوده باشد .
((٢٥٩٨)) كودكان سازند در بازى دكان سود نبود جز كه تعطيل زمان
نگذاريم كه فعاليتهاى ما در زندگانى نتيجهاى جز استهلاك زمان نداشته باشد مردم ثروت دنيا را مانند خاك ناچيز كه كودكان جمع مى كنند ، روى هم متراكم مى سازند ، اما ثروت انباشته شده نه تنها مانند همان خاكهاى كودكان لباس و سر و صورت آنان را خاك آلود مى كند ، بلكه از آن جهت كه هر درهمى قطعهاى از حيات نيازمندان است كه با دست مالداران بريده مى شود و اسباب بازى آنها را تشكيل مى دهد ، عنوان اسباب بازى را از دست داده ، در نتيجه حيات بىنوايان به شكل سلاح بران حيات خود بىنوايان درمى آيد . زمان مستهلك مى شود ، نتيجه اين استهلاك تنها به در گذشت بيهودهء زمان منحصر نمى گردد ، بلكه موجودات ديگرى كه از اقيانوس حيات و جويبار زمان حق مسلمى دارند محروم مى گردند .
دانش مى اندوزند ، اما اين دانش پوشالى نه تنها زمان را مستهلك مى سازد و بىهوده آن را سپرى مى كند ، بلكه براى گستردن و فرو بردن چنگال درنده در مغز و روح بىنوايان قافلهء بشريت اندوخته مى شود ، در صورتى كه اگر آن چنگالهاى درنده به آن مغزها و ارواح انسانى بىنوايان فرو نمى رفت ، خود آنان نيز گامهايى در راه دانش و بينش بر مى داشتند ، در نتيجه تاريخ نابه سامان بشرى صورت ديگرى به خود مى گرفت . لذا با انباشتن مغز با دانشهاى حرفهاى و وسيله قرار دادن به باز كردن موقعيت خود طبيعى در طبيعت و اجتماع ، نه تنها صرف بيهودهء زمان است ، بلكه نابود ساختن