تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٦ - آيا پيامبران الهى فقط براى عقول ناتوان مبعوث شدهاند ؟
((٣٥٢٢)) پاسبان بر خوابناكان بر فزود ماهيان را پاسبان حاجت نبود
آيا پيامبران الهى فقط براى عقول ناتوان مبعوث شدهاند ؟
اين مطلب كه همهء مردم در همه احوال احتياج به پيامبر مبعوث از طرف خدا دارند ، مورد اتفاق نظر همهء مليّون و متدينين جوامع انسانى است . در مقابل مليّون دو گروه وجود دارند كه با آنها مخالفت مى كنند :
گروه اول - بعثت پيامبران را به كلى منكر شده مى گويند :
انبيا حرف حكيمانه زدند از پى نظم جهان چانه زدند ادعاى اين گروه در بعضى از آيات قرآن مجيد نيز منعكس شده است .
گروه دوم - مى گويند : خداوند براى جوامع بشرى پيامبرانى فرستاده است ، ولى نه براى آنان كه عقولشان تكامل يافته و بد و خوب را در هر حال تشخيص مى دهند . اعتراضاتى كه بر اين دو گروه وارد است متعدد مى باشد .
ما در اين مورد تنها به يك اعتراض مشترك بهر دو گروه اشاره مى كنيم :
تا كنون در تاريخ بشرى هيچ فردى را سراغ نداريم كه داراى آن چنان عقل تكامل يافتهاى باشد كه احتياج به رهبر الهى نداشته باشد . از جهات مختلف محدوديت عقل انسانى و دريافتهاى روحانى او مانع از آن است كه خود به خود راه مستقيم كمال اعلى را در گذرگاه ابديت تشخيص بدهد ، آيا شما تا كنون يك متفكر و فيلسوف بزرگ را سراغ گرفتهايد كه در شناسايىها و جهان بينىاش از بازيگرى حواس و وسايل درك درونى خويش در امان باشد ؟ كوه سر به فلك كشيده از دور مانند يك مشت خاك ديده مى شود ، شخصيت انسانى به هر شكلى كه منعقد شده است ، مطابق عناصر اصلى خود ، وجدان و عقل را توجيه و رهبرى مى كند . با اين بازيگرىهاى حواس و تصرفات شخصى در وسايل درك درونى ، كدامين عاقل مى تواند ادعا كند كه واقع به طور مطلق همين است كه من دريافتهام و راه مستقيم همين است كه من مى روم ؟