تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٣ - آيا احتمال مى دهيد كه جنگهاى لفظى گاهى علت جنگهاى خونين و خانمان سوز مى باشد ؟
باز عوامل مزبور او را تحريك مى كند يا نه ؟ البته نه ، زيرا هر چه كه شخصيت يك انسان رشد زيادترى پيدا كند انگيزگى عوامل براى او تغيير پيدا مى كند ، با اين كه اشياء از نظر نمود فيزيكى و ساير خواصشان همان حالت اوليه را دارا مى باشد ، بنا بر اين آيا مى توانيم در اين موضوع اتفاق كلمه داشته باشيم كه مدار انگيزگى و تحريك عوامل بستگى با شخصيت انسانى دارد ؟ - آرى .
بسيار خوب ، اكنون كه انسان مى تواند با رشد شخصيت خود در انگيزگى اشياء تغيرى ايجاد كند ، چرا بايستى در عوامل پست و حيوانى متوقف شود و بگويد ، من مجبورم و عوامل جبرى روانى و محيطى و ارثى سر نوشت مرا تعيين مى كند ، او بايستى هر اندازه كه توانايى در خود مى بيند ، تحت تأثير عوامل انسانى و وجدانى و الهى قرار بگيرد . آرى ، اين مطلب هم صحيح است ، ولى همان عوامل هم نوبت خود مطابق قانون جبر در انسان تأثير مى كند . آرى ، ما هم نمى گوييم ، انسان به طور تصادف از حالت نرون بودن به سقراط تغيير موقعيت مى دهد .
ما اين مطلب را مى گوييم ، هر كس كه در خود آن توانايى را مى بيند كه انگيزگى عوامل پست را كنار گذاشته و عوامل عالىترين را انگيزهء خود قرار بدهد در اين راه گام بر دارد و اين لفظ را هم حتما به كار ببرد كه :
« من به طور جبر تحت تأثير وجدان يا رضاى خدا قرار گرفتهام » و كلمه اختيار را هم ابدا و اصلا به كار نبرد .
ملاحظه مى شود كه چه مطالب فراوانى در مسئلهء جبر و اختيار مورد اتحاد نظر دو گروه است كه به اتحاد نظر در اصل مسئله منجر مى شود ، ولى متأسفانه تنازع لفظى و مناقشات اصطلاحى نمى گذارد كه اين مطالب واقعى مشترك مورد پذيرش طرفين بوده باشد .
٣ - هر عملى كه در اين زندگانى از ما سر مى زند عكس العملى را دنبال خود دارد ، آرى غالباً ديده شده است كه يك سيلى ستمكارانه كه به صورت ستمديدهاى نواخته مى شود ، دير يا زود همان سيلى با دست ديگرى يا به شكل ديگرى به صورت