تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٤ - آيا حد وسط مطلوب مطلق است
باشد ، بلكه براى فرد دوم نقطهء ابتداى اوج اعتلا محسوب شود .
عامل دوم - مطلبى است كه جلال الدين به آن اشاره مى كند و مى گويد :
((٣٥٤٠)) اين وسط در با نهايت مى رود كه مر آن را اول و آخر بود
جاى ترديد نيست كه مفهوم كمال هنگامى كه در يك انسان شروع مى شود ، اگر چه نقطهء ابتداى آن را مى توان آگاهى ناميد ، به اين معنى : از آن لحظه كه انسان به مطلوبيت كمال آگاه مى شود ، در حقيقت گام اول را بر مى دارد ، ولى ابتداى خود همين آگاهى نيز با نظر به مقدمات اوليه و با نظر به ماهيتش قابل تعيين با يك نقطهء هندسى نيست ، لذا ما بهيچ وجه نمى توانيم ابتداى حقيقى شروع كمال را تعيين كنيم ، در نتيجه اگر چه كمال يك فرد را نمى توان بىابتدا منظور نمود ولى ابتدايى كه مى توان تصور كرد ، مسلما يك امر نسبى خواهد بود . اما از نظر پايان و انتها ، بدون ترديد كمال آدمى نهايتى ندارد ، لذا تصور حد وسط براى كمال انسانى امكان پذير نخواهد بود .
مضمون بيت بالا كه مى گويد : حد وسط در امورى است كه نهايت دارند ، فوق العاده متين و منطقى و رياضى است ، زيرا بدون ملاحظهء دو طرف بعنوان ابتداء و انتها و كوچك و بزرگ و شديد و ضعيف حد وسط نامعقول است .
نتيجهء بسيار با اهميتى كه از اين مطلب مى توان گرفت : عدم امكان تعيين حد وسط به صفات خداوندى است ، زيرا بدان جهت كه صفات ذاتى خداوندى مانند علم ، توانايى ( قدرت ) . . . و صفات فعلى او را از نظر قدرتى كه بايجاد آنها دارد ، مانند اراده رحم ، احسان ، قهر . . . و غير ذلك بىنهايت است ، لذا حد وسطى كه غالباً افراد بشرى به صفات الهى تعيين نموده به نفع خود تفسير مى كنند ، كاملًا پوچ و بىاساس مى باشد .