تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
آيا عقيده به وجود او در اولين تفكر به روح ما الهام نمى شود ؟ آيا عقيده به وجود او با اولين ضربان در قلب ما راه نمى يابد ؟ نمى دانم ساير آدميان اين مسئله را چگونه درك كردهاند ، ولى همين قدر مى دانم كه من قادر به ديدن يك ستاره يا يك مورچه ، يا يك برگ درخت يا يك دانهء گندم نيستم ، مگر آن كه سؤال كنم :
چه كسى آن را آفريده است ؟ » [١] « تصور عالم بدون وجود خالق به قدرى غير معقول و دور از ذهن است كه حتى غريزهء هر حيوان با آن مخالفت دارد .
به عقيدهء من كسانى كه به وجود خدا قايل نيستند انسان نيستند ، بلكه حيواناتى هستند از نوع مخصوصى كه براى مخالف خوانى با طبيعت خلق شدهاند كه وقتى موجودات اثبات وجود خدا را مى كنند ايشان انكار كنند .
اين مردمان سايه هاى جاندارى هستند كه خدا به صورت انسان خلق كرده تا پرتو وجود خود را براى كسانى كه در ديدن او كور هستند بيشتر متجلى و مشعشع سازند .
اين گونه مردم مرا گمراه نمى كنند ، ولى متأسفم و غمگينم مى سازد . من از ايشان نفرت ندارم ، ولى بر حالشان افسوس مى خورم ، بىچارگانى هستند كه روحشان نابينا است و فقط لطف خدا بايد آنها را بينا سازد .
پرسيد آيا چنين مردمى هم در دنيا يافت مى شود ؟ مى گويند كه چنين كسانى هم وجود دارند ، ولى من تا كنون نديدهام . مگر شما نشنيدهايد كه كسانى هستند كه زندهاند ، ولى پوست آنها مرده و بىحس است و سرما و گرما و آب و آتش و هزاران گونه تأثيرات را كه ببدن ما مى رسد به هيچ وجه احساس نمى نمايند ؟ - چرا شنيدهام كه اين گونه بىچارگان مهمان خدايند .
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ٥٥ - ٥٤ . .