تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٧ - چشمه سار زلال روح در جريان خود از جوى ماده عبور مى كند و خس و خاشاك انديشه ها را در روى خود مى آورد
((٣٢٩٤)) گر نبودى سير آب از خاكها چيست بر وى نو به نو خاشاكها
((٣٢٩٥)) هست خاشاك تو صورتهاى فكر نو به نو در مى رسد اشكال بكر
چشمه سار زلال روح در جريان خود از جوى ماده عبور مى كند و خس و خاشاك انديشه ها را در روى خود مى آورد مضمون اين دو بيت و ابيات بعدى بسيار عالى است ، در اينجا جلال الدين در بررسى و شهود روانى خود مطلب را در عالىترين مفهومش درك و بيان مى كند . او مى گويد :
روح انسانى از يك جهت همانند آب زلال است كه جريان عبور آن را هر كس مى تواند در درون خود دريابد ، اين جريان است كه مى تواند منشأ انتزاع زمان روانى باشد ، يعنى ما با قطع نظر از حركات و زمان سنجهاى طبيعى به قول برگسون جريان بسيار ظريفى در درون خود درمى يابيم . برگسون نيز مى گويد :
« اين كه در زندگى روانى خود احساس گسيختگى ( نقطه به نقطه ) مى كنيم مربوط به خود حيات روانى نيست ، بلكه ناشى از آگاهى است كه به وضع روانى پيدا مى كنيم ، يعنى موقعى كه مى خواهيم جريان روانى را براى خويش مطرح نموده آن را درك كنيم ، به جهت حالات گوناگون كه در سطح روان ما وارد شده است ، حيات روانى را نه يك جريان پيوسته ، بلكه مانند حلقه هاى گسيختهء يك زنجير كه پهلوى هم قرار گرفته است تصور مى كنيم . » (١) يك مطلب ديگرى كه برگسون در بارهء جريان روانى متذكر مى شود ، اين است كه :
(١) تحول فعال ( التطور الخالق ) ، هنرى برگسون ، ترجمهء دكتر محمد قاسم و دكتر نجيب بلدى ، ص ١٢ . .