تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - منتخباتى از كتاب زن سى ساله اونوره بالزاك ترجمهء آقاى ادوارد ژوزف
زنى اين مرد را به خانه راه داد ، آيا خود اين عمل خطا نيست و اگر صحيحتر گوييم ، آيا آغاز ارتكاب خطا نيست ؟ يا بايد اين اصول و مبادى را در نهايت شدت آن قبول كرد ، يا بايد در مورد تمام عشقها اغماض نمود . تا به حال در كشور فرانسه ، اجتماع توانسته يك راه ميانه اختيار كند و آن عبارت از اين است كه رنجها و بد بختىها را به ديدهء تمسخر نگاه كند . مانند اهالى اسپارت كه فقط ناشىگرى و عدم لياقت را مجازات مى كردند ، اجتماع هم گويى دزدى را مشروع مى داند ، ولى شايد اين هم روشى بسيار صحيح و عاقلانه باشد نفرت عمومى بدترين و زشتترين عقوبتهايى است كه قلب زن را به درد مى آورد . زنها مقيدند و بايد مقيد باشند كه مورد احترام قرار بگيرند ، زيرا بدون احترام اصلا زنان وجود ندارند . بنا بر اين ، نخستين توقعى كه از عشق دارند همين احترام است . فاسدترين زنها قبل از هر چيز توقع دارد كه ، مادام كه آيندهء خود را فدا مى كند ، به گذشتهء او با نظر اغماض بنگرند و سعى دارد به عاشق خود بفهماند كه به عوض لذتهاى مقاومت ناپذيرى كه مى بخشد ، منزلت و احترامى را كه اجتماع از او دريغ خواهد داشت عاشقش نسبت به او مرعى دارد . » [١] « آسمان و دوزخ دو قطعهء شعر بزرگى هستند كه دو نقطهء محور زندگانى ما را ، كه عبارت از خوشحالى و رنج است ، تشكيل دهند . آيا آسمان هميشه تصويرى از عالم لا يتناهى احساسات ما نيست و نخواهد بود كه هيچ گاه نمى توان جزئيات آن را نقاشى كرد ، زيرا سعادت يكى است و آيا دوزخ هم مظهر دردهاى بىپايان رنجهاى ما نيست كه از آن مى توانيم قطعهاى شاعرانه بسازيم ، زيرا همهء رنجها با هم تفاوت بسيار دارند ؟ » [٢] « زندگى زناشويى پر از اين ساعات مقدسى است كه لطف توصيف ناپذير
[١] زن سى ساله ، ص ١٧٠ - ١٦٩ . .
[٢] زن سى ساله ، ص ١٨٦ . .